اسلام

  • خانه 
  •  
  • تماس  
  • ورود 

فضیلت ماه رجب

26 فروردین 1396 توسط موسوي

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم


فضيلت و اهميت ماه رجب
گرچه همه زمان ها مخلوق خداست ليكن برخى از آنها از شرافت و ويژگى خاصى برخوردار است. درست است كه همه ماه هاى سال، پرتوى از قدرت جهان آفرين است; امّا سه ماه رجب، شعبان و رمضان، داراى امتياز و برجستگى ويژه اى هستند. در عصر جاهليت، مردم ماه رجب را گرامى مى داشتند.

پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: رجب، «شهرالله الأصمّ» است; و بدان سبب آن را «اصمّ» ناميدند كه هيچ ماهى به پايه عظمت آن نمى رسد; مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانيد كه رجب، ماه خدا شعبان، ماه من و رمضان، ماه امت من است پس هركس يك روز از رجب را روزه بدارد، مستحقّ رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش كند و خداوند درى از درهاى جهنّم را بر او ببندد. اگر كسى به اندازه تمام زمين طلا انفاق كند، برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود… هرگاه شب شود، دعايش مستجاب خواهد بود: يا در دنيابه او عطا خواهد شد و يا براى آخرت او ذخيره مى شود… حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سپس ثواب دو، سه، چهار، پنج، تا سى روز، روزه ماه رجب را تك تك با توضيح كامل بيان فرمود.(1)

در همين زمينه امام كاظم(عليه السلام) مى فرمايد: رجب، نام نهرى در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر است; بنابراين هركس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.(2)

همچنين آن حضرت در روايت ديگرى مى فرمايد: رجب، ماه عظيمى است كه خداوند، اعمال نيك را در آن چند برابر مى فرمايد و گناهان را در آن محو مى كند. پس هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، به اندازه مسير يك سال از جهنّم دور و هركس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.(3)

اسوه اهل معرفت و عبادت، مرحوم سيدبن طاوس در مورد افرادى كه قبل از اسلام در دوره جاهليت، مورد ظلم و ستم ديگران قرار گرفتند اما به انتظار ماه رجب نشستند و در آن ماه پربركت، خداى را بخواندند و حضرت حق، دعايشان را مستجاب فرمود و بلا و گرفتارى را از آنها بگرداند، چند داستان نقل كرده است كه ما يكى از آن ها را در اينجا مى آوريم: شخصى، گذارش به مردى افتاد كه نابينا، بيمار و خانه نشين شده بود. او از ديگران پرسيد: چرا اين بيمار گرفتار، از خداى متعال عافيت نمى خواهد؟ به او پاسخ دادند آيا او را نمى شناسى؟ او به نفرين شخصى به نام «عياض» گرفتار شده است.

او گفت: عياض را فراخوانيد تا ماجراى اين مرد نابينا را براى ما بازگويد. وقتى عياض آمد به او گفت: داستان پسران «ضيعا» را كه اين مرد از جمع آنهاست براى ما بگو; عياض گفت: اين داستان از داستان هاى دوره جاهليت است; و من دوست ندارم پس از آمدن اسلام، ديگر آن را بازگويم. آن شخص گفت: شايسته است كه آن را براى ما بازگويى. عياض گفت: پسران ضيعا، ده نفر بودند و خواهرى داشتند كه همسر من بود. آنان با من درگير شدند و همسرم را از من جدا كردند. من هرچه آنان را به خداوند سوگند دادم و احترام خويشى و قرابت را يادآورى كردم، فايده اى نبخشيد. من صبر كردم تا ماه رجب، اين ماه محترم الهى فرا رسيد و آنگاه دست به دعا برداشتم و با حال خستگى و درماندگى خداى را بخواندم و تقاضا كردم كه همه شان نابود و يكى شان نابينا و زمين گير شود. خداى متعال دعايم را مستجاب فرمود و همه شان نابود شدند جز اين مرد، كه نابينا و خانه نشين شده است.

بارى در كرامت و فضيلت اين ماه، حضرت امام صادق(عليه السلام) نيز مى فرمايد: آن گاه كه قيامت برپا شود، منادى الهى فرياد زند: «أين الرجبيّون؟»; كجايند آنانكه ماه رجب را گرامى داشتند و از آن، بهره ها بردند؟ از آن انبوه جمعيت، گروهى برخيزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند. بر سر آنان تاج هاى شاهى كه مرصّع به درّ و ياقوت است، قرار دارد و در طرف راست هرنفر از آنان هزار فرشته، در سمت چپ نيز هزار فرشته به او كرامت و تعظيم الهى را تبريك گويند. از جانب الهى ندا آيد: بندگان و كنيزانم، به عزت و جلالم سوگند، شما را جاى و مقام گرامى و عطاياى فراوان دهم و شما را در جايى جاى دهم كه از زير آن نهرها جارى است و شما در آن جاويد خواهيد بود زيرا شما داوطلبانه براى من در ماهى كه من بزرگش داشتم روزه گرفتيد. سپس، خطاب به فرشتگان فرمايد: فرشتگان من! بندگان و كنيزان را به بهشت داخل كنيد. در اينجا حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: اين پاداش، براى كسى است كه گرچه يك روز از اول يا وسط يا آخر ماه رجب را روزه بدارد.(4)

پيامبر گرامى ما در بيان عظمت و اهميت ماه رجب مى فرمايد: خداى متعال، در آسمان هفتم، فرشته اى به نام «داعى» قرار داده است. هرگاه ماه رجب فرا رسد، آن فرشته دعوت كننده، هرشب تا به صبح گويد: خوشا به حال كسانى كه به ذكر الهى مشغولند; خوشا به حال كسانى كه با ميل و رغبت تمام، رو به سوى درگاه خدا آرند. و خداوند مى فرمايد: من همنشين كسى هستم كه با من همنشين باشد، و مطيع كسى هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده ام كسى را كه از من طلب آمرزش كند. اين ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من، و رحمت هم از آن من است; هركس مرا در اين ماه بخواند، پاسخ مثبت دهم; و هركس از من چيزى بخواهد، به او عطا كنم; و هركس از من هدايت جويد، هدايتش كنم.(5)

من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار داده ام پس هركس به آن چنگ زند، به من مى رسد.(6)

گرچه تمام ماه رجب، نزد خداوند و اولياء گراميش عزيز و ارجمند است ليكن برخى از اوقات آن، فضيلت ويژه اى دارد; مثلا اوّلين شب جمعه ماه رجب، داراى امتيازى بزرگ است. پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: از اولين شب جمعه ماه رجب غافل نشويد; فرشتگان آن را «ليلة الرغائب» مى نامند. چرا كه وقتى يك سوم از شب گذشت، هيچ فرشته اى نيست مگر اينكه در كنار كعبه مشرفه آيد; آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان كند و فرمايد: فرشتگانم! هرچه خواهيد از من بخواهيد. فرشتگان گويند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است كه روزه داران ماه رجب را بيامرزى; خداوند متعال فرمايد: آمرزيدم.(7)

يكى از كارهاى مهم و شايسته در ماه رجب، كمك به مستمندان است. امام صادق(عليه السلام) از پدران گراميش از امام على(عليه السلام) نقل مى كند كه آن حضرت فرمود:…هركس به خاطر خدا در ماه رجب صدقه بدهد، خداوند وى را آنچنان اكرام فرمايد كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر قلب انسانى خطور كرده باشد.(8)

در بيان فضيلت ماه رجب، به همين چند حديث شريف بسنده مى كنيم و مى گوييم: اگر هيچ حادثه اى در ماه رجب رخ نمى داد، باز هم رجب ارزش خاص و ويژگى استثنائى خود را داشت; ليكن حوادثى در آن به وقوع پيوسته است كه موجب شرافت و كرامت مضاعف اين ماه شده است. آن حوادث عبارتند از:

الف: ولادت امام هادى(عليه السلام) در دوم يا پنجم رجب (بنابر روايتى); گرچه قول ديگر هم هست.

ب: ولادت حضرت امام جواد(عليه السلام) در دهم اين ماه، گرچه قول ديگر هم هست.

ج: ولادت مبارك امام على(عليه السلام) در خانه كعبه معظمه در سيزدهم ماه رجب، ده سال قبل از بعثت.

د: شهادت حضرت امام كاظم(عليه السلام) در بيست و پنجم اين ماه.

هـ: بيست و هفتم اين ماه، عيد مباركى است; چرا كه آخرين پيامبر برگزيده الهى حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) در اين روز از جانب خداى متعال مأمور هدايت مردم و ابلاغ هدايت و رسالت الهى گرديد.

بندگان صالح و آگاه الهى، ماه رجب و شعبان را به عنوان زمينه و مقدمه اى جهت كسب آمادگى براى درك درست و شايسته ماه مبارك رمضان به حساب مى آورند. خوشبختانه هم اكنون در برخى از شهرهاى كشور عزيزمان ايران، اهل عبادت و معرفت دو برنامه دارند و آن ها را با هم اجرا مى كنند: يكى «اعتكاف» كه دستور اكيد اسلام است با احكام و دستورات ويژه اش و ديگرى برنامه اى به نام عمل ام داود، دستورى كه از حضرت امام صادق(عليه السلام) به ما رسيده است.

براى آگاهى از برنامه ها و عبادات و دعاهاى اين ماه به كتب ادعيه چون «مفاتيح الجنان»، «اقبال الأعمال» و غيره مراجعه كنيد.

كوتاه سخن اينكه رجب، عيد اولياء الهى، بهار راز و نياز و عبادت، موسم خضوع و خشوع به درگاه الهى، موعد حضور و خواستن، و زمان قرار صالحان با معشوقشان حق تعالى است. پيامبر گرامى و جانشينان به حق حضرتش سه ماه رجب، شعبان و رمضان را فراوان پاس مى داشتند و اين سه ماه را به روزه مى گذراندند.


(1) . فضائل الأشهر الثلاثة: 24
(2) . اقبال الأعمال: 635
(3) . اقبال: 634
(4) . اقبال: 630
(5) . فضائل الأشهر: 31
(6) . اقبال: 628
(7) . اقبال: 632
(8) . فضائل الأشهر: 38

آداب عید نوروز ازدیدگاه اسلام

23 اسفند 1395 توسط موسوي


منبع - سایت  تبیان
آداب عید نوروز ازدیدگاه اسلام
بسم الله الرحمن الرحیم نوروز روز بسیار با عظمتی است بنیاد جشن نوروز به بیش ازسه هزارسال پیش بازمیگردد ونخستین باراین رسم نیکو را جم ،پسرطهمورث نهاد وجمشید پسرش آنراادامه داد  بی گمان کهن ترین چشن تاریخ بشری نوروزاست ،نوروزچشن  تولد زمین وزمان ،جهان وجهانیان است در دین مبین اسلام نیزاین روز،گرامی داشته شده است .در ذاد المعاد از معلی بن خنیس که از خواص اصحاب امام صادق ( ع) بود روایت شده است که روز نوروز بر حضرت صادق (ع ) وارد شدم پس ایشان به من فرمود : آیا این روز را میشناسی گفتم فدایت شوم این روزی است که فارسها آن راگرامی میدارند ودرآن روز به یکدیگر هدیه میدهند امام فرمود به بیت عتیق که درمکه است که این امر تفسیری دارد که آنرا برای تو بیان میکنم پس ایشان فرمود ای معلی، نوروز روزی است که خداوند از بندگان خویش عهد وپیمان گرفت که اورا عبادت کنند وبرایش شریکی قرار ندهند وبه فرستادگانش ایمان بیاورند ونیز اولین روزی است که خورشید درآن طلوع کرد وباد دراین روز برای اولین بار وزیدند وگلها نیز درهمین روز شکوفه زدند واین روزی است که کشتی نوح برکوه جودی قرارگرفت وهزاران نفررا که خداوند امر کرده بود بمیرید زنده کرد . درنوروز بود که جبرئیل بر پیامبر نازل گشت ودراین روز بود که پیامبر اکرم حضرت علی ( ع) را بردوش خود گذاشتند تا بتها را بشکند وهمینطور حضرت ابراهیم (ع) دراین روز بتها را شکستند ودراین روز پیامبر به اصحاب خویش فرمان داد تا بااوبیعت کنند ودراین روز بودکه پیامبر حضرت علی را به وادی جن فرستادند تا از آنها بیعت بگیرند واین روزی است که مردم برای دومین بار با حضرت علی (ع) بیعت نمودند ودراین روز آنحضرت برخوارج پیروزشدند ودراین روز قائم ما مهدی بردجال غلبه میکند واورا برکناسه کوفه به دار می آویزد وما درنوروز هرسال منتظر فرج هستیم زیرا این روز از روزهای ما وشیعیان ما محسوب میشود .از امام صادق همچنین روایت کرده اند که درنوروز خودرا شسته وبهترین وتمیز ترین لباسهای خود را بپوشید وخویش را آراسته کنید وبعد از خواندن نوافل ظهر وعصر چهار رکعت نماز بخوانید به این صورت که دررکعت اول بعد ازحمد ، ده مرتبه سوره قدر ودررکعت دوم بعد ازحمد ده مرتبه سوره کافرون ودررکعت سوم بعد ازحمد ده مرتبه سوره توحید ودررکعت چهارم بعد ازحمد ده مرتبه سوره معودتین ( ناس وفلق ) را خوانده و بعد از سلام سجده شکر بجای آوردید ( دعای بعد از آن صفحه  دویست وپانزده  کتاب چشمه رستگاری ) و دراین روزبسیار بگویید : یا ذالجلال والاکرام.همچنبن دعای معروف یا مقلب القلوب والابصار … از علامه مجلسی درهنگام تحویل سال تاکید شده است ودراین زمینه آورده اند که این دعا را زیاد بخوانید ودربعضی نسخه ها ، سیصد وشصت وشش و دربعضی نسخه ها سیصد وشصت وپنج ، مرتبه وارد شده است (منظورخواندن این دعا به  به تعداد روزهای سال است، ممکن سال کبیسه باشد) از آداب نوروز روزه وارد شده وهمچنین یاد آوری مرگ ومعاد ، چراکه چرا نوروز یادآور معاد ودگرگونی طبیعت است. به نظر نمیرسد که یادآوری رستاخیزوروزحساب وکتاب ما راازپرداختن به زیباییها دورکند بلکه بعکس شادیها ماراجهت دارمیکند وبه یادمان میاندازد که همه چیزفانی است وباید ازگذرایام خوب استفاده کنیم ازبعد ماورائی میتوان گفت هشداری است که مدیریت زمان درهمه برنامه ها  داشته باشیم، به همین علت است که توصیه موکد شده که گذشتگان رایاد کنید وبه مقابروآرامگاهایشان سربزنید وبرای آنان خیرات ومبرات کنید تا یادمان نرود که مانیزمسافریم وازاین پس با حساب وکتاب بهتری زندگی کنیم وبا اعتدال طبیعت ما نیزبه اعتدال خود نزدیکترشده ودرادامه حرکتمان دقیق ترطرح وبرنامه ریزی کنیم  . از امیر المومنین علی (ع)حدیثی واردشده  که فرمودند برای دفع تمام بیماریها وآفات به مدت یکسال باید که درنوروز(روز اول فروردین) هفت سین را با مشک  وزعفران برظرف چینی سفید  نوشته وسپس آنرابا گلاب ، شسته بنوشی تا انشاالله سال دیگر ازهربلا محفوظ باشی  وهفت سین این است : سلام قولا من رب رحیم .سلام علی نوح فی العالمین .سلام علی ابراهیم .سلام علی موسی وهرون .سلام علی ال یاسین .سلام علیکم فدخلوها خالدین. سلام هی حتی مطلع الفج. (البته دربعضی نسخه ها بجای سلام علیکم طبتم فدخلوها خالدین آیه سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدا آمده است ) یکی ازبرجسته ترین ودل انگیز ترین آداب نوروزی گستردن سفره هفت سین است ودراین باره دانشمند بزرگ ما ابوریحان بیرونی میگوید” نوروزکه درنخستین روز از فرودین ماه است ازاین جهت نوروز نام کرده اند که پیشانی سال نو است دراین هنگام باید سفره ای انداخت ودرکنارآن با به جلوه درآوردن نشانه ها برای سال نویی که درپیش داریم با خویشتن خویش میثاقی دوباره ببندیم” .باید گفت که نزد بیشتر ملل وادیان وفرهنگ عدد هفت مقدس است ودرسفره نوروزی انتخاب این عدد بسیار قابل توجه است وعلت ماندگاری این سنت نیز همان رمزهای درونی آن است که به تاریخ وفرهنگ ودین مردم ایران پیوند دارد.دردین اسلام برای عدد هفت اهمیت قائل شده اند وبسیاری ازمفاهیم دینی ما با عدد هفت پیوند خورده است مثل هفت آسمان، هفت دورطواف ، هفت موضع نمازگزار و…، ایرانیان باستان نیز این عدد را با هفت امشا سپند یا هفت جاودانه مقدس ارتباط میدانند.درنجوم عدد هفت خانه آرزوهاست ورسیدن به امیدها را درخانه هفت نوید میدهد.علامه مجلسی میفرماید ” آسمان هفت طبقه وزمین هفت طبقه است وهفت ملک یا فرشته موکل برآنند، اگر موقع تحویل سال هفت آیه از قرآن مجید را که با “سین ” شروع میشود بخوانند آنان را از آفات زمینی و آسمانی محفوظ می دارد. چیدن سفره هفت سین نیزآداب خاص خود را دارد،سفره هفت سین ،سفره سرزندگی وشادمانی وبهروزی ماست سفره ای که باید فلسفه چیدمان آنرا درکنارپاسداشت آئینش فراموش نکنیم .طریقه وفلسفه چیدمان سفره نوروزی : پس از گستردن سفره آیینه وقرآن وظرفی ازآب ،هفت سین خوراکی را به این ترتیب  وبا قصد ونیت خاص که به اختصار توضیح داده میشود بر سرسفره قرا رمیدهیم  :ا-سنجد ( نماد خرد گرایی ودعوت به عقل ) سنجد نماد سنجیده اقدام کردن است این را برسرسفره می نهند که تا هرکس با خویشتن عهد کند که درآغاز سال نوهرکاری را سنجیده انجام دهد. 2-سیب ( نماد صحت وسلامت فرد وجامعه ) سیب را مادر یا برزگ خانواده درکنارسنجد قرارمیدهد، درسال جدید ما به مرحله جدیدی ازعمر وارد میشویم بنابراین سیب هشداری است که انسان به سلامت جسم خود بیندیشد ودرستی بهداشت وصحت بدن خودرا به فراموشی نسپارد.(طبق بعضی روایت ها نگاه کردن به سیب ثواب داردوخوردن آن ثوابی بالاتر)  3- سبزه ( نماد خوش خلقی وایثار) سبزه نشانه خوش خلقی ،خرمی وشادابی است که سبزی خود شادابی زندگی ، سرشاری ونیکویی است وفلسفه قراردادنش این است که انسان پیوسته خوش خلق وخوش برخورد با دیگران باشد.ازقول پیامبراکرم (ص) چنین نقل شده است که ” من برای اخلاق نیک انتخاب شده ام وخداوند کسی را که با ترشرویی با  برادرانش روبروشود دشمن میدارد. ” 4- سمنو ( نماد قدرت ومبارزه وضعف ) سمنو علامت قدرت است وغذایی مقوی وپرانرژی است نمادی از لزوم اقتدار برقهر طبیعت ومقابله با سختی ها میباشد واین نماد خدایی ، هدیه به جامعه است که قدرت وصلابت خویش را فراموش نکند .به قول زنده یاد دکترعلی شریعتی،"نوروز، برهان این دعوی است که ایران با همه سالخوردگی هنوزجوان ونیرومند  است". 5- سیر ( نماد نگهداشت حق وحقوق افراد وعدم تجاوز به حقوق دیگران است ) ما دراینجا با انسانی عاقل ،سالم ، بشاش وقوی روبروهستیم اما این انسان کاستی های دیگری دارد باید مناعت طبع داشته باشد وهمواره با قناعت به جهان بنگرد واستغفار را سرلوحه امورش قراردهد  وحد وحدود انسانی را رعایت کند سیر سمبل دست نگه داشتن از تجاوز و پای ازگلیم خویش بیرون نکردن است.6-سرکه :( سرکه نماد پذیرش ناملایمات )وگویای این نکته است که دربرابررخدادها ی ناگوار زندگی باید تسلیم باشد.هرچند سرکه دارای خواص متعدداست اما درسفره هفت سین علامت پذیرش ناملایمات است واین به این معنا است که همه ما درطول حیات خود همواره مواجه با کمی ها وکاستی ها بوده ایم وباید بپذیریم که درهرروز وهرساعت سرورو شادمانی وشادکامی نیست سرکه نماد تحمل ناملایمات است.7-سماق :( سمبل امید وصبر) سما ق سمبل بردباری ومبارزه درجهت خواسته ها وآرزهاست زیرا امید به انسان می آموزد که درگذر زندگی خستگی راباید خسته کرد ودردرون انسان کامل صبر ومقاومت جهت دستیابی به اهدافش دمادم موج میزند.بعضی ازصاحب نظران براین اعقتادندکه پس از هفتمین سین سفره سکه را برآن باید اضافه کنند تا نمادی از ثروت باشد  خواص ماورائی ماه فروردین : فرودین ماه ورزوهای نخستین سال نو ماهی است که نیروهای عالم وانرژیهای آن به تعادل میرسند ودراوج تعادل قرارمیگیرند .درختان سرسبزند وبخاطر سرسبزی طبیعت اوج انرژی مثبت وتازگی وطراوت احساس میشود انسان بهتر از ماهای دیگر میتواند باطبیعت ارتباط بگیرد ازانرژیهای آن بهرمند شودبنابراین مهمترین اقدام این است که تامیتواند دردامن طبیعت باشد علت اینکه اجداد ما روز سیزدهم را به عنوان جشن طبیعت دردامن کوه وصحرابودند نیز نشات گرفته ازهمین مسئله است اجداد ما بسیار باهوش بوده اند وشاید انتخاب روز سیزدهم بخاطر نزیدک شدن این روز به اوج تعادل باشد چه خوب است که دراین ماه علاوه بر سنت پسندیده صله رحم خود رااز بودن درطبیعت محروم نکنیم وبه توصیه صاحب نظران توجه کنیم وبرنامه ریزی های مهم   زندگی وخودسازی را دراین ماه انجام دهیم تا بتوانیم از انرژیهای موجود درفضا برای اهداف خود بهره ببریم  وخود را به خالق این همه زیبایی نزدیک تر کنیم . . پس بیاییم این آئین کهن اسطوره ای  وجاودانه را که برآن نورخدایی تابیده ومورد تایید اهل بیت نیزهست ، اینباربا نیتی بهترو کاملترانجام دهیم وخود رابسازیم تا این سنت کهن ما رابه همراه طبیعت متحول کند ودر نهایت بحث را باحدیثی ازامام صادق (ع) به پایان میبریم ایشان درخطاب به اعراب فرمودند که این عید ازبرای ما وبرای پارسیان است اما شما آن را واگذاشته اید وپارسیان آن راگرفتند . ودر حدیث دیگری فرمودند چون عید نوروز شود غسل کن وپاکیزه ترین جامه های خود را بپوش"  ” ای انکه به تدبیرتو گردد ایام       ای دیده ودل ازتودگرگون مادام    ای انکه به دست توست احوال جهان     حکمی فرما که گردد ایام به کام ”                                                                پیروزوپاینده باشید ،التماس دعا      
       منابع    کتاب چشمه رستگاری  ——————————عبدالباسط شهیب زادگان مقاله نوروز و سفره هفت —- مجله بانک ملی ایران شماره 108  ( فرودین 84)      نوروز ،تاریخه ومرجع شناسی ————————- پرویز اذکایی ،1353 ،مرکزمردم شناسی ایران وزارت فرهنگ وهنر مطالعه منابع وسخنرانیهای آزاد               
 
 

 
 

میلاد حضرت زهرا (سلام الله علیها)

15 اسفند 1395 توسط موسوي

أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء: آیا ندیدی چگونه خداوند «کلمه طیبه» (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه­ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟ (ابراهیم، 24)

نکته: در روایات و تفاسیر از چند چیز به عنوان مصداق کلمه طیبه یاد شده است: توحید، ایمان، عقاید صحیح، رهبران آسمانی و یاران آنان. آری، توحید، اصل ثابتی است که در فطرت و عمق جان مردم جای دارد. «أَصْلُهَا ثَابِتٌ» و در تمام اعمال و گفتار و افکار انسان اثر می­گذارد. «فَرْعُهَا فِی السَّمَاء» و در همه وقت و در هر فراز و نشیبی می­توان از میوه ایمان بهره­مند شد. درخت توحید، ریشه­ای ثابت دارد. تهدیدها و توطئه­ها و نیش­ها و نوش­ها و طاغوت­ها آن را از پای درنمی­آورند و اگر در روایات این درخت به پیامبر و اهل بیت او علیهم السلام تفسیر شده، به خاطر همین است که دین محمّد صلی الله علیه و آله و راه اهل بیتش در برابر آن همه دشمن، رو به گسترش است و روزی جهانگیر خواهد شد.[1]

حدیث: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: من آن شجره (طیبه در قرآن) هستم و فاطمه شاخه آن و علی عامل لقاح و باروری آن و حسن و حسین، میوه­های آن و شیعیان ما برگ­های آن درختند. ریشه این درخت در بهشت عدن است و بقیه­اش در جنّت. (به نقل از المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج 3، ص 160 از منابع اهل سنت).[2

یک جرعه آفتاب
فاطمه از زبان رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم)
«همانا فاطمه پاره تن من است کسی که او را خشمگین سازد مرا خشمگین ساخته.» [بحارالانوار، ج 43، ص 39]

«… دخترم فاطمه، سیده زنان جهان از اولین و آخرین است و او پاره تن من و نور چشم من و میوه دل من و روح من در بدن من است؛ او حوریه­ای است به­صورت انسان؛ هنگامی که در محرابش به عبادت در پیشگاه پروردگارش می­ایستد، نور او برای فرشتگان آسمان می­درخشد؛ همچنان که نور ستارگان برای اهل زمین می­درخشد…». [امالی، شیخ صدوق، صص 99-100]

«بهشت، مشتاق چهار تن از بانوان است: مریم دختر عمران، آسیه همسر فرعون، خدیجه دختر خویله و فاطمه علیها السلام دختر محمد صلی الله علیه وآله وسلم» [بحارالانوار، ج 43، ص 19]

«… روز قیامت، منادی از زیر عرش ندا می­کند: ای اهل محشر! سر به زیر افکنید و چشم­ها را ببندید تا فاطمه علیها السلام از صراط عبور کند: و او عبور می­کند در حالی که هفتاد هزار نفر از حوریان بهشتی همراه اویند.» [امالی صدوق، ص 25]

«فاطمه پاره من است؛ کسی که او را خوشحال سازد مرا خوشحال ساخته و کسی که او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده، فاطمه گرامی­ترین مردم نزد من است.» [بحارالانوار، ج 43، ص 39]

«خداوند به خشم فاطمه خشمگین می­شود و به خشنودی او خشنود می­گردد.» [امالی مفید، ص 56]

«هرگاه مشتاق بوی بهشت می­شوم، دخترم فاطمه را می­بویم» [همان، ص 4]

«خداوند، تمام وجود دخترم فاطمه را لبریز از ایمان و یقین کرده است.» [همان، ص 23]

از زبان پیشوایان معصوم

«علی(علیه السلام): بخدا قسم او (حضرت زهرا) هیچ­گاه مرا به خشم دربیاورد هیچ­گاه در امری با من مخالفت نکرد و من هر گاه به او نگاه می­کردم، غم­ها و اندوه­ها از من برطرف می­شد.» [وسائل الشیعه، ج 14، ص 16]

امام صادق(علیه السلام):

«فاطمه، صدیق کبری است؛ محور حرکت انسان­های گذشته، معرفت و شناخت حضرت فاطمه علیها السلام بوده است.» [بحارالانوار، ج 43، ص 64]

امام کاظم(علیه السلام):

«در خانه­ای که اسم محمد یا علی، حسن، حسین، جعفر، عبدالله و از زنان، فاطمه باشد، فقر و تنگدستی وارد نخواهد شد.» [سفینه البحار، ج 4، ص 295]

امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف):

«در دختر رسول خدا فاطمه سلام الله علیها برای من سرمشق و الگویی نیکو است.» [بحارالانوار، ج 53، ص 180]

امام صادق(علیه السلام):

«هر آن کس که فاطمه علیها السلام را آنگونه که باید بشناسد؛ لیله القدر را درک کرده.» [تفسیر فرات کوفی، ص 581]

امام صادق(علیه السلام):

«فاطمه را از آن­رو فاطمه گفته­اند که مردم از شناخت او عاجزند.» [همان]

«مولود بهشتی»
پیامبر اسلام در سال پنجم بعثت، سخت­ترین فشارها را پشت­سر می­گذاشت که به اذن خدا، حادثه عظیم معراج رخ داد. حضرت، برای مشاهده ملکوت آسمان­ها به معراج رفت. در آن شب، جبرئیل از میوه درخت طوبی به ایشان داد و پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) از آن، تناول کرد. … و «کوثر»، نعمتی است که از برکت همان میوه بهشتی، به واپسین فرستاده خداوند، اعطا شد؛ مگر نه اینکه پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) همواره دخترش را می­بوسید و می­فرمود: «من بوی بهشت را از او استشمام می­کنم»؟!

چهار بانوی بهشتی
حضرت خدیجه که پس از ازدواج با رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم)، مورد قهر و قطع رابطه زنان مکه قرار گرفته بود، در آستانه وضع حمل، به دنبال این زنان فرستاد تا او را در این امر مهم یاری کنند؛ ولی با پاسخ سرد و زشت آنان روبرو شد: «تو به سخن ما گوش نکردی و با یتیم ابوطالب که مالی نداشت، ازدواج کردی، ما نیز به یاری تو نخواهیم آمد.»

لحظه­های دشوار و بحرانی وضع حمل فرا رسید و خدیجه(سلام الله علیها) تنها و بی­یار و یاور بود. ناگهان چهار زن را کنار خود دید. یکی از آنها گفت: «نترس و غمگین مباش؛ پروردگار مهربانت ما را به یاری تو فرستاده است؛ ما خواهران توایم.» به کمک چهار بانوی بهشتی [ساره همسر ابراهیم، آسیه همسر فرعون، مریم دختر عمران، و کُلثم، خواهر موسی]، مولود خجسته مکه، کوثر پیامبر، فاطمه زهرا سلام الله علیها، جهان را با قدوم خویش مزین ساخت… .

عفاف و حجاب
پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) روزی از مردم پرسید بهترین چیز برای زنان چیست؟ امیرالمومنین علی(علیه السلام) این سؤال را در منزل از حضرت زهرا (سلام الله علیها)پرسید و آن حضرت پاسخ داد: «اینکه مردان را نبینند و مردان نیز ایشان را نبینند.»[3] و هنگامی که این پاسخ به پیامبر عرض شد، حضرت ایشان را تحسین و تصدیق فرمود: در تقسیم کارهای زندگی، وقتی رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) کارهای بیرون منزل را به علی(علیه السلام) و کارهای داخل منزل را به فاطمه سلام الله علیها سپردند، حضرت زهرا فرمود: «جز خدا کسی نمی­داند که چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از مواجهه با مردان معاف داشت.»[4]

در منطق فاطمه زهرا سلام الله علیها، ویژگی­های جسمانی زن، فقط و فقط محدود در زندگی زناشویی اوست؛ تا آنجا که حضرت زهرا(سلام الله علیها) از اینکه در تشییع جنازه، پارچه­ای روی بدنش افکنده باشد و حجم بدن مبارکش نمایان باشد، ابراز ناراحتی کرد.[5] اما همه اینها، به معنی انزوا و گوشه­گیری زنان نیست؛ بلکه در مقام ضرورت، زن می­تواند، بلکه باید میدان­دار تلاش­های اجتماعی و فرهنگی و دینی باشد؛ چنانکه حضرت زهرا سلام الله علیها، خود در احقاق حق امیرالمونین علی(علیه السلام) از هیچ کوششی دریغ نفرمود.»[6]

پی نوشت:

[1]. تفسیر نور: ج 6، ص: 283.

[2]. نهج الفصاحه (تنظیم موضوعی)، ص 401.

[3]. منتهی الآمال، ج 1، ص 133.

[4]. .وسائل الشیعه، ج 14، ص 122.

[5]. الاستیعاب، ص 751.

[6]. لک: علی قائمی، در مکتب فاطمه.

حضرت زهرا (علیه السلام) از زبان امام علی (علیه السلام)

04 اسفند 1395 توسط موسوي

فاطمه، برترین بانو

معاویه در نامه ای که به امام علی علیه السلام می نویسد، به فخر فروشی در مقابل امام می پردازد. امام در پاسخ به نامه او، به بیان فضیلت های بنی هاشم و فضیحت های بنی امیه می پردازد؛

«وانی یکون ذلک کذلک، ومنا النبی ومنکم المکذب ومنا اسد الله ومنکم اسد الاحلاف ومنا سیدا شباب اهل الجنة ومنکم صبیة النار ومنا “خیر نساء العالمین” ومنکم حمالة الحطب فی کثیر مما لنا وعلیکم (1)»

شما چگونه و کجا با ما برابرید! که از میان ما پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست و دروغزن (ابوجهل) از شما است، واسد الله (حمزه سید الشهدا) از ما و اسد الاحلاف (شیر سوگندها; اسد بن عبد العزی) از شما، و از ماست دو سید جوانان اهل بهشت (حسن علیه السلام و حسین علیه السلام) و از شما است کودکانی (2) که آتش نصیب آنان گردید. و از ما است بهترین زنان جهان (فاطمه علیها السلام) و از شماست آن که هیزم کشد برای دوزخیان (ام جمیل همسر ابی لهب) (3) وبیش از این ما را فضیلت ها و شما را فضیحت ها است .»

علی و فاطمه ـ علیهما السلام ـ از زبان یکدیگر

پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ پس از ازدواج حضرت علی و فاطمه ـ علیهما السلام ـ و سپری شدن مراسم عروسی، ابتدا از علی علیه السلام پرسیدند: همسرت فاطمه علیها السلام را چگونه یافتی؟ امام پاسخ داد: «نعم العون علی طاعة الل؛ در اطاعت کردن از خدا خوب یار و یاوری است .» سپس از دختر خود، فاطمه علیها السلام پرسیدند: شوهرت را چگونه یافتی؟ آن حضرت پاسخ داد: «خیر بعل; بهترین شوهر است. (4)»


زحمات فاطمه علیها السلام در منزل

به دنبال تقسیم کار پیامبر صلی الله علیه و آله بین حضرت زهرا علیها السلام و علی علیه السلام و واگذاری کارهای داخل منزل به فاطمه علیها السلام، گرچه علی علیه السلام نیز در کمک به همسرش از هیچ کوششی دریغ نمی کرد، اما در عین حال انجام تمام کارهای منزل برای فاطمه علیها السلام باری گران بود. برای کاهش زحمت های منزل، علی علیه السلام راه حلی به فاطمه پیشنهاد می کند.

آن حضرت بعدها این ماجرا را چنین نقل فرمود: «فاطمه زهرا علیها السلام، عزیزترین عزیزان رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه من بود . فاطمه علیها السلام آنقدر با آسیاب آرد کرد تا دست هایش پینه بست و آنقدر از چاه آب کشید که اثر آن بر سینه اش باقی مانده بود و به اندازه ای خانه را روبید تا اینکه لباس هایش غبار آلود شد، و آن قدر زیر دیگ آتش بر افروخت تا لباسش کثیف و گرد آلود گردید و به همین علت، به سختی و زحمت افتاد. روزی شنیدم چند غلام خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آورده اند. به فاطمه گفتم: وقتی خدمت پدر رفتی از او خادمی بخواه تا در کارها مدد رسان تو باشد و از این همه رنج و محنت آسوده شوی.

فاطمه زهرا علیها السلام خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت. ملاحظه کرد که گروهی با ایشان مشغول بحث و گفت و گو هستند. لذا بدون اینکه با پدر سخنی بگوید از شرم و حیا بازگشت. چون رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانست که فاطمه علیها السلام برای حاجت و نیازی مراجعه کرده است، خود به منزل ما آمد. ما در بسترِ استراحت بودیم، وی بالای سر فاطمه علیها السلام نشست و فاطمه علیها السلام از جهت شرم و حیا سر خود را زیر رختخواب کرد.

حضرت فرمود: فاطمه جان! برای چه منظوری نزد من آمدی؟ او دو مرتبه سؤال فرمود و فاطمه ساکت بود.

عرض کردم: ای رسول خدا! من علت را برای شما عرض می کنم. فاطمه آن قدر سنگ آسیاب را چرخانده که دستش پینه بسته و آن قدر آب کشیده که بر سینه اش اثر آن باقی مانده و آن قدر خانه را جاروب کرده که لباسش خاک آلود شده، و آن قدر آتش در زیر دیگ افروخته که پیراهن او کثیف شده و بوی دود گرفته است. شنیدیم که غلامان و خادمان چندی را خدمت شما آوردند، به فاطمه علیها السلام گفتم: به سراغ پدر خود رفته، از ایشان خدمت کاری بخواه تا تو را کمک کند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «الا ادلکما علی خیر مما سالتما. اذا اخذتما مضاجعکما تکبرا اربعا وثلاثین وتسبحا ثلاثا وثلاثین وتحمدا ثلاثا وثلاثین فهو خیر لکما من خادم یخدمکما; شما را از مطلبی آگاه کنم که برای شما از خادمی که خواستید بهتر است. وقتی از خواب برخاستید (دربعضی روایات است وقتی به رختخواب رفتید) سی و چهار مرتبه «الله اکبر»، سی و سه بار «سبحان الله» و سی و سه بار «الحمد لله» بگویید، این برای شما از خادمی که به شما خدمت کند بهتر است.»

آنگاه فاطمه سر خود را بیرون آورد و سه بار فرمود: «رضیت عن الله ورسوله؛ از خدا و رسول او راضی و خشنود شدم. (5)»

رنج های تاریخی حضرت فاطمه از زبان امام علی


عیادت ناتمام

وقتی عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله برای عیادت فاطمه علیها السلام به منزل علی علیه السلام آمد، به دلیل سالت شدید آن حضرت و ممنوع الملاقات بودن ایشان، موفق به عیادت آن عزیز نشد . به منزل خود بازگشت و پیکی روانه منزل علی علیه السلام کرد، تا به علی علیه السلام این پیغام را برساند: «آن گونه که من احساس می کنم، فاطمه علیها السلام روزهای پایان عمر خود را می گذراند و اول کسی است که به پیامبر صلی الله علیه و آله ملحق می شود . من پیشنهاد می کنم در صورت رحلت ایشان، مهاجرین و انصار را خبر کنید تا در مراسم نماز و دفن آن حضرت شرکت کنند، که این کار، هم باعث فیض معنوی و ثواب حاضران است، و هم باعث تقویت شعائر دینی.»

علی علیه السلام در پاسخ به پیشنهاد عمویش عباس بن عبد المطلب، فرستاده ای به نزد او روانه کرد تا این پیام را برساند: «ابلغ عمی السلام وقل لا عدمت اشفاقک وتحیتک وقد عرفت مشورتک ولرایک فضله. ان فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه و آله لم تزل مظلومة من حقها ممنوعة وعن میراثها مدفوعة. لم تحفظ فیها وصیة رسول الله صلی الله علیه و آله ولا رعی فیها حقه ولا حق الله عزوجل وکفی بالله حاکما ومن الظالمین منتقما وانا اسالک یا عم ان تسمح لی بترک ما اشرت به فانها وصتنی بستر امرها؛ سلام مرا به عمویم برسان و بگو: خیر خواهی شما را فراموش نمی کنم. نظر شما را به خوبی دریافتم و البته احترام آن - در جای خود - محفوظ است. فاطمه علیها السلام همیشه مظلوم واقع شده، و از حق خود بازداشته شد و از ارث خود بی بهره گردید. سفارش رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد او عمل نشد و حقی که خدا و رسول او در مورد فاطمه علیها السلام داشتند، رعایت نگردید و خداوند برای حکمرانی و انتقام از ظالمین [ما را] بس است.

عموی گرامی! از شما می خواهم به من رخصت دهید که به نظر شما عمل نکنم، چرا که فاطمه علیها السلام خودش به من وصیت کرده است که امر [کفن و دفن] او مخفی باشد.»

وقتی که فرستاده عباس با این پیام به سوی او بازگشت، عباس گفت: غفران الهی نثار فرزند برادرم که البته او آمرزیده است . به راستی که نظر او بدون اشکال و صحیح است . برای عبد المطلب فرزندی با برکت تر از علی علیه السلام زاده نشد، مگر پیامبر صلی الله علیه و آله … (6).


آهنگ جدایی

آنگاه که فاطمه زهرا علیها السلام احساس کرد زمان رحلتش فرا رسیده است، در حالی که در بستر بیماری آرمیده بود خطاب به علی علیه السلام فرمود: «یا ابن عم، انه قد نعیت الی نفسی واننی لا اری ما بی الا اننی لاحق بابی ساعة بعد ساعة وانا اوصیک باشیاء فی قلبی؛ ای پسر عمو! خبر مرگ به من رسیده و آنگونه که در می یابم پس از اندک زمانی، به پدرم ملحق می شوم، آنچه را در دل دارم به تو وصیت می کنم .»

علی علیه السلام به فاطمه سلام الله فرمود: «اوصینی بما احببت یا بنت رسول الله; ای دخت رسول خدا! آنچه دوست داری وصیت کن.»

آنگاه علی علیه السلام کنار سر فاطمه علیها السلام نشست و به آنان که در اتاق بودند فرمود بیرون روند. سپس فاطمه علیها السلام به علی علیه السلام فرمود: «یا ابن عم!، ما عهدتنی کاذبة ولاخائنة ولا خالفتک منذ عاشرتنی؛ ای پسر عمو! از روزی که با من زندگی کردی، از من دروغ و خیانت ندیدی و هیچ گاه با تو مخالفت ننمودم.»

و علی علیه السلام در پاسخش چنین گفت: «معاذ الله انت اعلم بالله وابر واتقی واکرم واشد خوفا من الله [من] ان اوبخک بمخالفتی. قد عز علی مفارقتک وتفقدک، الا انه امر لابد منه. والله جددت علی مصیبة رسول الله وقد عظمت وفاتک وفقدک فانا لله وانا الیه راجعون من مصیبة ما افجعها وآلمها وامضها واحزنها، هذه والله مصیبة لا عزاءلها ورزیة لا خلف لها؛ نه، هرگز! تو نسبت به خداوند آگاه تر، نیکوکارتر، پرهیزگارتر، گرامی تر، و خائف تر از آن هستی که تو را به عنوان مخالفت با من سرزنش کنم. جدایی و فقدان تو برای من بسیار سخت است. ولی چه باید کرد که چاره ای برای مرگ نیست. سوگند به خدا، مصیبت رسول خدا برای من تازه شد و وفات و فقدان تو، [برای من] بسیار بزرگ [و دشوار] است. پس «انا لله وانا الیه راجعون » از مصیبتی که بسیار دلخراش و دردناک و دشوار و اندوه آور است. به خدا قسم! این مصیبتی است که تسلیت [و آرامش] ندارد و حادثه جانسوزی است که جبران ناپذیر است.»

سپس مدتی با هم گریستند و علی علیه السلام سر فاطمه علیها السلام را به سینه چسبانید و فرمود: «اوصینی بما شئت فانک تجدنی فیما امضی کما امرتنی به واختار امرک علی امری؛ آنچه می خواهی وصیت کن، همانا مرا آن گونه خواهی یافت که به وصیت تو بخوبی عمل کنم و امر تو را بر امر خودم مقدم می دارم.» سپس فاطمه علیها السلام به بیان وصایای خود پرداخت (7).

آغاز جدایی

پس از شهادت حضرت زهرا علیها السلام، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام از شهادت مادر خود با خبر شدند، اسماء به حسنین علیهما السلام گفت: به نزد پدرتان علی علیه السلام روید و خبر شهادت فاطمه علیها السلام را به او رسانید . حسنین علیهما السلام از خانه بیرون آمدند و در حالی که فریاد می زدند: «یا محمداه! یا احمداه! الیوم جدد لنا موتک اذ ماتت امنا» ، وارد مسجد شدند و علی علیه السلام را که در مسجد بود، از شهادت فاطمه علیها السلام آگاه نمودند . علی علیه السلام با شنیدن این خبر، آنچنان دگرگون شد که بی حال افتاد . آب به صورتش پاشیدند و به حال آمد. با سوز و گداز فرمود: «بمن العزاء یا بنت محمد کنت بک اتعزی ففیم العزاء من بعدک; ای دختر محمد صلی الله علیه و آله! به چه کسی خود را تسلیت دهم. [تا زنده بودی] مصیبتم را به تو تسلیت می دادم، اکنون پس از تو چگونه آرام و قرار گیرم؟ (8)»


در سوگ یار

علی علیه السلام پس از به خاک سپاری یار دیرینه و همراه روزگار خوشی ها و تلخی های خود، در کنار تربت آن عزیز، با رسول خدا چنین درد دل کرد: «السلام علیک یا رسول الله عنی . والسلام علیک عن ابنتک و زائرتک والبائتة فی الثری ببقعتک والمختار الله لها سرعة اللحاق بک. قل یا رسول الله عن صفیتک صبری وعفا عن سیدة نساء العالمین تجلدی . الا ان لی فی التاسی بسنتک فی فرقتک موضع تعز فلقد وسدتک فی ملحودة قبرک وماضت نفسک بین نحری وصدری. بلی وفی کتاب الله [لی] انعم القبول «انا لله وانا الیه راجعون » قد استرجعت الودیعة واخذت الرهینة واخلست الزهراء فما اقبح الخضراء والغبراء، اما حزنی فسرمد واما لیلی فمسهد. وهم لا یبرح من قلبی او یختار الله لی دارک التی انت فیها مقیم. کمد مقیح و هم مهیج. سرعان ما فرق بیننا والی الله اشکو وستنبئک ابنتک بتظافر امتک علی هضمها . فاحفها السؤال والستخبرها الحال. فکم من غلیل معتلج بصدرها لم تجد الی بثه سبیلا. وستقول ویحکم الله وهو خیر الحاکمین. سلام مودع لا قال ولا سئم . فان انصرف فلا عن ملالة وان اقم فلا عن سوء ظن بما وعد الله الصابرین. واها واها والصبر ایمن واجمل.

ولولا غلبة المستولین لجعلت المقام واللبث لزاما معکوفا ولاعولت اعوال الثکلی علی جلیل الرزیة . فبعین الله تدفن ابنتک سرا وتهضم حقها وتمنع ارثها ولم یتباعد العهد ولم یخلف منک الذکر والی الله یا رسول الله المشتکی وفیک یا رسول الله احسن العزاء .

صلی الله علیک و علیها السلام والرضوان؛

ای پیغمبر خدا! از من و از دخترت که به دیدن تو آمده و در کنار تو زیر خاک خفته است، بر تو درود باد! همان که خداوند سرعت ملحق شدنش به تو را اختیار کرد. ای رسول خدا! پس از دختر برگزیده ات شکیبایی من به پایان رسیده و خویشتن داری من به خاطر سیده زنان جهان از دست رفته است . اما برای من پیروی از سنت تو [که همان صبر باشد] در جدایی تو موجب تسلیت است [ . ای پیامبر خدا!] تو را به دست خود در دل خاک سپردم! و تو بر روی سینه من جان دادی! آری، قرآن خبر داده است که همه از خدائیم و به سوی او باز می گردیم . اکنون امانت به صاحبش رسید، و آنچه در گرو بود گرفته شد و زهرا از دست رفت [پس از او] آسمان و زمین زشت می نماید و هیچگاه اندوه دلم نمی گشاید و شبم بی خواب است و غم از دلم نمی رود، تا خدا مرا در جوار تو ساکن گرداند.

[مرگ زهرا (س)] ضربتی بود که دل را خسته و غصه را پیوسته گردانید، چه زود جمع ما به پریشانی کشیده شد . شکایت [خود را] به خدا می برم و دخترت خواهد گفت که امتت پس از تو با وی چه ستم ها کردند . آنچه خواهی از او بپرس و احوال را از او جویا شو . تا سر دل بر تو گشاید و خونی که خورده است بیرون آید. او به زودی خواهد گفت و خدا که بهترین داور است [میان او و ستمکاران داوری] نماید.

[سلامی که به تو می دهم] سلام وداع کننده است نه از روی ملالت و کسالت . اگر می ورم ملول [و خسته جان] نیستم و اگر می مانم به وعده خدا بد گمان نیستم، به خاطر وعده ای که خداوند به شکیبایان داده است . در انتظار پاداش می مانم که شکیبایی نیکوتر است.

اگر بیم چیرگی ستمکاران نبود برای همیشه در کنار قبرت می ماندم و در این مصیبت بزرگ چون فرزند مرده جوی اشک از دیدگانم می راندم. خدا گواه است که دخترت پنهانی به خاک می رود و در حالی که هنوز روزی چند از مرگ تو نگذشته، و نام تو از زبان ها نرفته، حق او برده می شود و از میراث او منع می شود.

ای رسول خدا! شکایت را به سوی خدا می برم و دل را به یاد تو خوش می دارم، که درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه. (9)»

وقتی آن حضرت از دفن فاطمه 3 فراغت یافت بر سر قبر او ایستاد و این دو بیت را انشا کرد:

لکل اجتماع من خلیلین فرقة
وکل الذی دون الممات قلیل
وان افتقادی واحدا بعد واحد
دلیل علی ان لا یدوم خلیل (10)

«جمع هر دو دوست را پریشانی است و هر چیز جز مرگ ناچیز است. اینکه من یکی را پس از دیگری از دست می دهم، نشان آن است که هیچ دوستی جاوید نمی ماند.»

…

مرا شفاعت این پنج تن بسنده بود
که روز محشر بدین پنج تن رسانم تن
بهین خلق و برادرش و دختر و دو پسر
محمد و علی و فاطمه حسین و حسن (11)

…

آن روز در آن هول و فزع بر سر آن جمع
پیش شهدا دست من و دامن زهرا
تا داد من از دشمن اولاد پیمبر
بدهد بتمام ایزد دادار تعالی (12)

پی نوشت ها
1) نهج البلاغه، نامه 28، ترجمه دکتر شهیدی.
2) اشاره به جمله رسول خدا صلی الله علیه و آله است . وقتی آن حضرت پس از جنگ بدر دستور کشتن عقبة بن ابی معیط را داد، عقبة گفت: «من للصبیة یا محمد; چه کسی برای کودکان خواهد ماند؟» حضرت فرمود: «النار; آتش .»
3) ام جمیل، خواهر ابوسفیان، زن ابولهب و عمه معاویه بود.
4) بحار الانوار، ج 43، ص 117 و 133.
5) حلیة الاولیاء، ج 2، ص 41; بحار الانوار، ج 43، ص 82.
6) بحار الانوار، ج 43، ص 210 و 211.
7) بیت الاحزان، محدث قمی، با ترجمه محمدی اشتهاردی، ص 241; بحار الانوار، ج 43، ص 191.
8) همان، ص 249.
9) اصول کافی، ج 1، ص 458و459; بحار الانوار، ج 43صص 194 و 193.
10) الاخبار الموفقیات، زبیر ابن بکار، ص 194.
11) غضائری رازی.
12) ناصر خسرو.

ولنتاین

25 بهمن 1395 توسط موسوي

«ولنتاین» افسانه ای برای فروپاشی اخلاق جامعه!
“ولنتاین” در واقع یک مناسبت غربی و #فرهنگ وارداتی است که چند سالی است میان جوانان باب شده و همه ساله در روز 25 بهمن مطابق با 14 فوریه همراه با آداب و رسوم به خصوصی برگزار می شود.
جشنی همراه با هدیه دادن و دوستی و عشق ورزیدن به نامحرم و جنس مخالف که در واقع فرصتی است تا دوستی های خیابانی از سوی متولیان ابتذال، هویتی پوشالی یابد.
اینکه این روز چه تاریخچه ای دارد و بر اساس چه رویدادی گرامی داشته می شود، نکته ای است که همچنان نه منابع مبدع این طرح و نه پیروانشان اطلاعات موثقی برای پایه و اساس آن ندارند و تنها قصه ای ساختگی و تایید نشده، محملی برای گرامیداشت این روز عنوان شده
و جالب اینجاست که بسیاری از جوانان وطنی بدون اطلاع از ریشه این افسانه ساختگی، پیرو این فرهنگ وارداتی شده اند که این گونه قصه سازی شده است:
“زمانی فرمانروای روم باستان برای حفظ آمادگی سربازانش، از ازدواج آنها جلوگیری می کرده است به این دلیل که ازدواج باعث سستی آنها خواهد شد. در این بین کشیشی به نام ” ولنتاین” مبادرت به عقد سربازان با دختران می نموده است که پس از اطلاع فرمانروا، به زندان می افتد.
کشیش در زندان عاشق دختر زندانبان شده و خطاب به وی کارت هایی را می نوشته است و عاقبت در روز 14 فوریه به دستور شاه وبه جرم اقداماتش اعدام شده و توسط غربی ها “شهید عشق” نامیده می شود!”
اما آنچه باعث شده تا این #افسانه، به شدت توسط رسانه های خارجی و در تمام دنیا تبلیغ شود، درونمایه ضد فرهنگی این جریان است که مبنایی برای رواج فرهنگ بی‌بند و باری و ابتذال است و هر ساله تحت عنوان “روز عشق” انواع و اقسام اعمال ناپاک و خلاف اخلاق در پوشش پاک عشق و محبت انجام می گیرد!
آنچه که پشت پرده “ولنتاین” را این روزها بیشتر نمایان می کند، تلاش و تبلیغات برای از هم پاشیدن بنیان #خانواده ها، جلوگیری از ازدواج و ترویج دوست یابی و دوست گزینی به جای انتخاب همسر و تشکیل خانواده، است.

این اهداف در قالب سریالهای ماهواره ای فارسی‌زبان که به خانواده ها هجوم بیشتری آورده است، نمود عینی تری دارد که البته همراه با واردات “ولنتاین” که سالیان سال است اتفاق افتاده، در یک سیاست تعریف می شوند!
اما رواج این فرهنگ وارداتی نگران کننده تر می شود وقتی بدانیم که در میان برخی پدران و مادران هم رسوخ کرده است.
اگر چه مرد به همسر خود و زن به شوهرش در این روز به اصطلاح عشق می ورزد، اما این حرکت در چنین روزی در سایه تبلیغات شبکه های ماهواره ای، تنها می تواند برای جوان و فرزند خانواده به عنوان یک الگو تلقی شده و مهر تأییدی باشد بر یک فرهنگ غلط و ناپاک که حاصل آن دوری گزینی از ازدواج و حفظ روابطی است برای فروپاشی اخلاقی جامعه.
اگرچه برخی اعتقاد دارند نفوذ آیین‌هایی نظیر روز “ولنتاین” ناشی از تهاجم فرهنگی است، اما به نظر می رسد این موضوع به علت خلاء فرهنگی جامعه در این زمینه، مورد استقبال قرار گرفته است. در حالی که این پدیده در فرهنگ و تاریخ ما وجود دارد اما درست و پررنگ به جوانان معرفی نشده است.
روز مادر، روز پدر، روز دختر، روز ازدواج حضرت علی (ع) و فاطمه زهرا (س) تنها نمونه ای از فرهنگ مذهبی ماست که نه تنها افسانه نیست و قصه سازی نشده است که ریشه در باورها و مذهب ما دارد و حتما می تواند به استحکام خانواده و عشق حقیقی همراه با هویت کمک کند.
پس شایسه است خانواده ها و جوانان، به تأسی از آموزه های اسلامی، از ورود هرگونه رسوم و آیین های خرافی و بویژه بیان گر فرهنگ ضد اخلاقی، به جامعه ممانعت کرده و مراسمات و موارد مشابه ملی و دینی که بمراتب بیشتر، بهتر، پر بارتر و متقن است را پررنگ تر و باشکوه تر اجرا نمایند. البته که نقش مسئولین و دستگاههای مربوطه نیز در فرهنگ سازی و بهبود این امر نمایان است.

  • 1
  • ...
  • 39
  • 40
  • 41
  • ...
  • 42
  • ...
  • 43
  • 44
  • 45
  • ...
  • 46
  • ...
  • 47
  • 48
  • 49
  • ...
  • 54
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

اسلام

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • شهادت حضرت حمزه
  • شهادت حضرت حمزه
  • غدیر
  • غدیر
  • زیارت عاشورا
  • هفته دفاع مقدس
  • هفته دفاع مقدس
  • مهدویت و دفاع مقدس
  • معرفی کتاب
  • عاشورا
  • معلم
  • عاشورا
  • شهادت فرزندان امام حسن علیه السلام در کربلا
  • شبهه
  • زندگینامه حضرت علی اکبرعلیه السلام
  • وقایع بعد عاشورا
  • احکام
  • شهدای محراب
  • اخلاق
  • سلمان فارسی
  • هفته کتاب
  • اولین زائر کربلا
  • اربعین
  • اخلاقی
  • بسیج مستضعفین
  • بزرگداشت شیخ مفید
  • 28صفر
  • خلاصه ای از زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام
  • خلاصه ای از زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام
  • ولنتاین یا روز عشق
  • شهادت حضرت زهرا
  • میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها
  • Hnhf udn k,v,c hc ndn'hi hsghl
  • آداب عید نوروز ازدیدگاه اسلام
  • ماه پر فضیلت رجب
  • شهادت امام هفتم
  • مبعت پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله )
  • سوم شعبان
  • چهارم شعبان
  • معراج
  • معراج
  • تخریب بقیع
  • چگونگی تشخیص الهام رحمانی از شهود شیطانی
  • تفاوت خلیفه الله با حجت الله
  • اوصاف امیر مومنان علی علیه السلام
  • احکام
  • عاشورا
  • اقتصاد مقاومی
  • شهادت حضرت رقیه(س)
  • حکایت
  • اخلاق
  • نکته اخلاقی
  • شهادت امام رضا
  • سیاست امام رضا علیه السلام در مقابل مأمون
  • امام حسن عسکری علیه السلام
  • اقتصاد اسلامی
  • امام مهدی (عج) همیشه به یاد امام حسین(ع)
  • نهج البلغه :حکمت
  • تفسیر آیه مباهله
  • تفسیر آیه مباهله
  • نقش دعا در تعجیل در فرج
  • فضیت گریستن بر حسین
  • زن
  • آزمایش الهی
  • اربعین
  • نقش اقتصادی زنان
  • کلام
  • فرهنگی
  • حجاب
  • پاسخ شبهه
  • هفته کتاب
  • تفسیر
  • انقلاب
  • حدیث
  • فقهی
  • قرآنی، تفسیری
  • مهدویت
  • امام علی ع
  • مناجات
  • بیانیه گام دوم انقلاب

Random photo

چقدر این سخنان امام امت ، به درد این ایام می خورد و آرامش بخش است...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس