اعمال شب و روز اول محرم
بدانكه اين ماه ، ماه حُزن اهل بيت عليهم السلام و شيعيان ايشان است و از حضرت امام رضاعليه السلام روايت استكه چون ماه محرّم داخل مى شد پدرم را كسى خندان نمى ديد و اندوه و حُزن پيوسته بر او غالب مى شد تا روز دهم چون روز عاشورا مى شد آن روز، روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مى فرمود امروز روزى است كه حسين عليه السلام شهيد شده است .
اعمال شب و روز اول محرم
شب اوّل سيّد در اقبال براى اين شب چند نماز ذكر فرموده :
اوّل : صد ركعت در هر ركعت حمد و توحيد بخواند .
دوّم : دو ركعت در ركعت اوّل حمد و انعام و در دوّم حمد و يَّس .
سوّم : دو ركعت در هر ركعت حمد و يازده قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ در روايت است از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله كه هر كه در اين شب اين دو ركعت نماز را بجا آورد و صبحش را كه اوّل سال است روزه بدارد مثل كسى است كه تمام سال را مُداومت به خير كرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بميرد به بهشت برود .
و نيز سيّد براى هلال اين ماه دعاء مَبْسُوطى ذكر فرموده و اگر ممكن شود احيا بدارد اين شب را به دعا و نماز و خواندن قرآن روز اوّل .
بدانكه اوّل محرم اوّل سال است و در آن دو عمل وارد است :
اوّل : روزه است و در روايت رَيّان بن شبيب از حضرت امام رضاعليه السلام مرويست كه هر كه در اين روز روزه بدارد و خدا را بخواند خداوند دعاى او را مستجاب كند چنانكه دعاى زكريّا را مستجاب نمود .
دوم : از حضرت امام رضا عليه السلام منقولست كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله روز اوّل محرم دو ركعت نماز مى كرد و چون فارغ مى شد دستها را بلند مى كرد و اين دعا را سه دفعه مى خواند:
اَللّهُمَّ اَنْتَ الاِْلهُ الْقَديمُ وَهذِهِ سَنَةٌ
خدايا تويى معبود ازلى و اين سال
جَديدَةُ فَاَسْئَلُكَ فيهَاالْعِصْمَةَ مِنَالشَّيْطانِ وَالْقُوَّةَ عَلى هذِهِ النَّفْسِ
تازه است از تو خواهم در اين سال نگهداريم را از شيطان و نيروى بر اين نفس
الاْمّارَةِ بِالسّوَّءِ وَالاِْشْتِغالَ بِما يُقَرِّبُنى اِلَيْكَ [ياكَريمُ] يا ذَاالْجَلالِ
كه پيوسته به گناه فرمان مى دهد و سرگرمى بدانچه مرا به تو نزديك كند اى صاحب جلالت
وَالاِْكْرامِ يا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ يا ذَخيرَةَ مَنْ لا ذَخيرَةَ لَهُ يا حِرْزَ
و بزرگوارى اى تكيه گاه كسى كه تكيه گاهى ندارد اى ذخيره آنكس كه ذخيره ندارد اى پناهگاه
مَنْ لا حِرْزَ لَهُ يا غِياثَ مَنْ لا غِياثَ لَهُ يا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ يا كَنْزَ
آنكس كه پناهگاهى ندارد اى فريادرس آنكس كه فريادرسى ندارد اى پشتيبان آنكس كه پشتيبانى ندارد اى گنج
مَنْ لا كَنْزَ لَهُ يا حَسَنَ الْبَلاَّءِ ي ا عَظيمَ الرَّج اَّءِ ي ا عِزَّ الضُّعَف آءِ ي ا مُنْقِذَ
آنكس كه گنجى ندارد اى كه آزمايشت نيكو است اى بزرگ مايه اميد اى عزت بخش ناتوانان اى نجات بخش
الْغَرْقى يا مُنْجِىَ الْهَلْكى يا مُنْعِمُ يا مُجْمِلُ يا مُفْضِلُ يا مُحْسِنُ
غريقان اى خلاص كننده هالكان اى نعمت بخش اى زيباپرور اى فزون بخش اى نيكوده
اَنْتَ الَّذى سَجَدَ لَكَ سَوادُ اللَّيْلِ وَنُورُ النَّهارِ وَضَوْءُ الْقَمَرِ وَشُعاعُ
تويى كه سجده كرد (و به كمال خضوع درآمد) برايت سياهى شب و روشنى روز و تابش ماه و شعاع
الشَّمْسِ وَدَوِىُّ الْمآءِ وَحَفيفُ الشَّجَرِ يا اَللّهُ لا شَريكَ لَكَ اَللّهُمَّ
خورشيد و صداى ريزش آب و بهم خوردن درخت اى خدايى كه شريك ندارى خدايا
اجْعَلْنا خَيْراً مِمّا يَظُنُّونَ وَاغْفِرْ لَنا ما لا يَعْلَمُونَ وَلا تُؤ اخِذْنا بِما
قرارمان ده بهتر از آنچه مردم گمان كنند و بيامرز از ما آنچه را كه نمى دانند و مگير ما را بدانچه
يَقُولُونَ حَسْبِىَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ
گويند بس است مرا خدا معبودى جز او نيست بر او توكل كنم و او است پروردگار عرش
الْعَظيمِ امَنّا بِهِ كُلُّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَما يَذَّكَّرُ اِلاّ اُولُوا الاْلْبابِ رَبَّنا
عظيم ايمان داريم به او و هرچه هست از نزد پروردگار ما است و اندرز نگيرند جز خردمندان پروردگارا
لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّابُ
منحرف مساز دلهاى ما را پس از آنكه هدايتمان كردى و ببخش به ما از پيش خود رحمتى كه براستى تويى بخشايشگر
شيخ طوسى فرموده كه مستحب است روزه دهه اوّل محرم ولكن روز عاشورا امساك نمايد از طعام و شَراب تا بعد از عصر آن وقت بقدر كمى تربت تناول نمايد و سيّد روايت كرده فضيلت روزه تمام ماه را و آنكه روزه او نگه ميدارد صائم آن را از هر گناهى .
روز سوّم روزى است كه حضرت يوسف عليه السلام از زندان بيرون شده هركه آن روز را روزه دارد آسان فرمايد حق تعالى بر او كارهاى مشكل را و برطرف كند از او اندوه را و در روايت نبوى صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله است كه دعايش مستجاب شود .
روز نهم روز تاسوعا است از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه فرمود تاسوعا روزى بود كه جناب امام حسين عليه السلام و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع كردند و ابن مرجانه و عُمر سعد خوشحال شدند به سبب كثرت سپاه و بسيارى لشكر كه براى آنها جمع شده بود و جناب امام حسين عليه السلام و اصحابش را ضعيف شمردند و يقين كردند كه ياورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مَدَد نخواهند نمود پس فرمود پدرم فداى آن ضعيف غريب .
چرا باید بری امام حسین علیه السلام عزاداری کرد؟
فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام چيست ؟
گروه عقائد شيعه
سؤال کننده : فاطمي نسب
پاسخ
عزادارى بر حضرت فلسفه هاى سازنده و تربيتى متعددى دارد، از جمله:
1 - حفظ مكتب و شريعت :
زنده داشتن ياد و تاريخ پرشكوه نهضت حسينى، كه الهام بخش روح انقلابى و ستم ستيزى است.
يعنى احيا و زنده داشتن نهضت عاشورا موجب زنده نگهداشتن و ترويج دائمى مكتب قيام و انقلاب در برابر طاغوتها و تربيت كننده و پرورش دهنده روح حماسه و ايثار است.
يعنى: عزادارى براى اهل بيت: موجب احياى ياد و نام آنها و در كنار آن فرهنگ و مكتب و هدف آنان است. به عبارت ديگر در شكل يك پيوند روحى راه آنان به جامعه الهام گشته و پيوستگى پايدارى بين پيروان مكتب و رهبران آن برقرار مىسازد و ديگر گذشت قرون و اعصار نمىتواند بين آنان جدايى افكند. همين مسأله موجب نفوذ ناپذيرى امت از تأثيرات و انحرافات دشمنان مىگردد و مكتب را هم چنان سالم نگه مىدارد و يا تحريفات و اعوجاجات را به حداقل مىرساند. از همينروست كه استعمارگران براى نابودى ملل اسلامى مىكوشند رابطه آنان را با تاريخ پر افتخار صدر اسلامى قطع نمايند تا با ايجاد اين خلاء زمينه القاى فرهنگ خود را فراهم آورند. اينها از آثار اجتماعى عزادارى است و آثار روانى و تربيتى ديگرى نيز دارد.
امام خميني قدس سره مىفرمايد: روضه سيّد الشهداء عليه السلام براى حفظ مكتب سيّد الشهداء عليه السلام است، حرف سيّد الشهداء عليه السلام حرف روز است، هميشه حرف روز است، اصلاً حرف روز را سيّد الشهداء عليه السلام آورده است و سيّد الشهداء عليه السلام را اين گريه حفظ كرده است، مكتبش را اين مصيبتها و داد و قالها حفظ كرده است .
صحيفه نور ج 8 ص 69.
و در جاى ديگر مىفرمايد: شايد غرب زدهها به ما می گويند كه ملت گريه! وشايد خودىها نمی توانند تحمل كنند كه يك قطره اشك مقابل چقدر ثواب است، اين گريه است كه يك ملت را بسيج می كند براى يك مقصد اسلامى، مجلس عزا نه براى اين است كه گريه بكنند براى سيّد الشهداء عليه السلام و اَجر ببرند - البته كه هست - وديگران را از اجر فردى نصيب كند؛ بلكه مهم آن قضيّه سياسى است كه ائمه ما در صدر اسلام نقشهاش كشيده اند كه تا آخر باشد .
صحيفه نور ج 13 ص 156.
2 - پيوند عميق عاطفى بين امت و الگوهاى راستين :
عزادارى نوعى پيوند محكم عاطفى با مظلوم انقلابگر و اعتراض به ستمگر است و به تعبير استاد مطهرى: «گريه بر شهيد شركت در حماسه اوست.
يعنى اين تحول روحانى كه در جلسات عزادارى ايجاد مىشود، زمينه را براى تحولات اجتماعى فراهم ساخته. و در واقع زمينه را براى حفظ آرمانهاى آن حضرت و پياده كردن آن فراهم مىسازد؛ چنان كه امام راحل مىفرمود: ما هر چه داريم از محرم و عاشورا داريم. انقلاب اسلامى ايران و هشت سال دفاع سر فرازانه و پيروزمند ارتباط مستقيمى با مجالس سوگوارى و عزادارى دارد. و در طول تاريخ نيز شيعيان با همين مجالس عزادارى، توانستهاند هويت جمعى خود را حفظ و در برابر ظالمان و فاسدان ايستادگى كنند.
3 - اقامه مجالس دينى در سطح وسيع و آشنا شدن تودهها با معارف دينى :
4 - پالايش روح و تزكيه نفس :
گريه بر امام حسين عليه السلام و حزن و اندوه، بر مصائب آن حضرت موجب تحول درونى گشته و به دنبال آن عامل رشد روحانى انسان می گردد و پس از آن مقدمات تقوا و نزديكى آدمى را به خدا فراهم می سازد.
5 - اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم :
در مجالس عزادارى با توجه به شعار حماسه آفرين امام حسين عليه السلام در روز عاشورا كه فرمود :
فإنّي لا أرى الموت إلا سعادة ولا الحياة مع الظالمين إلا برماً
تحف العقول ص 245، شرح الأخبار للقاضي النعمان المغربي ج 3 ص 150، مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 224، بحار الأنوار ج 44 ص 192.
مردم از طرفى با انعقاد پيمان ناگسستنى با مظلومى كه مرگ در راه عقيده را سعادت و سازش با ستمگر را مايه ننگ مىداند وفادارى خود را در عدم سازش با ظالمان و مبارزه بى امان با هرگونه مظاهر استبداد اعلام مىكنند.
و همين وفادارىها است كه ملتها را در برابر طمع استعمار گران بيمه مىكند و راه نفوذ استثمارى را براى هميشه مسدود مىسازد.
و از طرف ديگر نفرت خود را با سياست اسلام زدايى دودمان ننگين بنى اميه كه با نسبت دروغ به پيامبر گرامى احاديثى را در راستاى سركوبى نهضتها و قيام مردم در برابر حكومت ستمگران، جعل و در ميان مردم منتشر ساختهاند، ابراز می دارند.
و حديثى را كه از قول خليفه دوم نقل می کنند که گفته است :
فأطع الإمام وإن كان عبداً حبشيّاً ، إن ضربك فاصبر ، وإن أمرك بأمر فاصبر ، وإن حرَمَك فاصبر ، وإن ظلمك فاصبر ، وإن أمرك بأمر ينقص دينك فقل: سمع وطاعة ، دمي دون ديني .
سنن البيهقي: 159/8، المصنف لابن أبي شيبة: 737/7، كنز العمال: 778/5، الدر المنثور: 177/2.
در برابر رهبر جامعه اگر چه اجنبى هم باشد، فرمانبردار باش، اگر در حق شما ستم روا داشت صبر كنيد، اگر دستور ناروا صادر كرد، تحمل نماييد، و اگر شما را از حق مسلم خود محروم ساخت بردبارى كنيد، و اگر فرمان ضد دينى داد بدون چون و چرا اجرا نماييد، و دين خود را فداى جان خويش گردانيد.
و از همه مهمتر اين كه در روايتى به دروغ و افتراء، از قول رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل كردهاند كه فرموده است:
يكون بعدي أئمة لا يهتدون بهداي ولا يستنون بسنتي ، وسيقوم فيهم رجال قلوبهم قلوب الشياطين في جُثمان أنس . قلت : كيف أصنع يا رسول الله ! إن أدركت ذلك ؟ قال : تسمع وتطيع للأمير وإن ضرب ظهرك وأخذ مالك فاسمع وأطع .
صحيح مسلم: 20/6 ، كتاب الأمارة باب الأمر بلزوم الجماعة ح 51.
پيشوايانى بعد از من خواهند آمد كه نه از هدايتهاى من بهرهاى بردهاند و نه به سنت من عمل مىكنند، و قلوب آنان همانا قلوب شياطينى است كه در درون جسم آدمى قرار گرفته باشد.
راوى مىپرسد: اگر چنين عصرى را درك نموديم وظيفه ما چيست؟
حضرت فرمود: تكليف شما پيروى از اين چنين حاكمان جور است، اگر شما را مورد ضرب و شتم قرار دهند، و اموال شما را غارت نمايند، وظيفه شما اطاعت و فرمان بردن است.
و با توجه به اين چنين روايات ساختگى است كه فقهاء اهل سنت هرگونه قيام در برابر حاكم جائر را محكوم نموده و جايز نمىشمارند.
نووى عالم بلند آوازه اهل سنت مىگويد:
وأمّا الخروج عليهم وقتالهم فحرام بإجماع المسلمين وإن كانوا فسقة ظالمين ، وقد تظاهرت الأحاديث بمعنى ما ذكرته ، وأجمع أهل السنة أنه لا ينعزل السلطان بالفسق .
شرح مسلم للنووي: 229/12.
قيام و مبارزه با حاكمان - اگر چه اين حاكمان فاسق و ستمگر باشند - به اجماع مسلمين (البته مسلمين فريب خورده دستگاه جور) حرام است. و حاكم جامعه با ارتكاب ستم از منصب خويش عزل نخواهد شد.
وهكذا عن التفتازانی فی شرح المقاصد والقاضي الإيجی فی المواقف .
شرح المقاصد ج 2 ، ص71 ؛ المواقف: 349/8.
همين سخن را تفتازانى و ايجى از بنيان گذاران مكتب كلامى اهل سنت گفتهاند.
چقدر فرق است ميان پيشواى يك ملتى كه مىگويد :
فأطع الإمام… إن ضربك فاصبر ، وإن أمرك بأمر فاصبر ، وإن حرَمَك فاصبر ، وإن ظلمك فاصبر ، وإن أمرك بأمر ينقص دينك فقل : سمع وطاعة ، دمي دون ديني.
و ميان رهبر جامعهاى كه فرياد مىكند :
من رأى سلطانا جائرا… يعمل فی عباد الله بالاثم والعدوان ثمّ لم يغيّر بقول ولا فعل ، كان حقيقاً على الله أن يدخله مدخله.
تاريخ الطبري ج4 ، ص 304 ، باب : ذکر اسماء من قتل من بني هاشم مع الحسين عليه السلام و عدد من قتل من کل قبيلة من القبائل التي قاتلته ؛ الکامل في التاريخ - ابن أثير جزري - ج 4، ص 48، باب : مقتل الحسين رضي الله عنه ، بحار الأنوار ج 44 ، ص 382 ، باب : ما جري عليه بعد بيعة الناس ليزيد إلي شهادته .
هر کس سلطان ستمگري را ديد … در ميان مسلمين با گناه و دشمني و مخالفت با حق حکمراني مي کند و به هيچ شيوه اي ( اعم از گفتار و عمل ) قابل تغيير و اصلاح نيست ، بر خداوند سزاوار است که او را در جايگاه واقعيش ( جهنم ) وارد کند .
و لذا امروز مىبينيم كه دشمنان اسلام بويژه امريكا با تمام توان و امكانات به مبارزه با اين فرهنگ شورش و قيام در برابر استبداد در آمده ولى سياستهاى اسلام كشورهاى ديگر را كه روحيه سازش با استبداد را از رهبران خويش به ارث بردهاند، تأييد مىكند.
6 - وحدت هماهنگى ميان امت اسلامى:
يكى از بركات پربار عزادارى و گريه براى حضرت سيّد الشهداء عليه السلام ، وحدت و هماهنگى ميان اقشار مختلف اسلامى است كه در سايه گردهمآيى مردم در ايام سوگوارى حضرت در مساجد و تكايا و در سينه زنىهاى خيابانها است.
و اين گردهم آيىها، نالهها و سينهزنى هاى هماهنگ، قلبهاى مردم را با يكديگر نزديك نموده و كدورتها را مرتفع ساخته و باعث يكپارچگى ملت اسلامى مىشود و از جمعيت پراكنده قدرت بزرگ مىسازد و ملت اسلامى را در برابر نفوذ دشمنان بيمه مىكند.
امام خمينى قدس سره مىفرمايد: ما ملّتِ گريه سياسى هستيم كه با همين اشك، سيل جريان مىدهيم و خرد مىكنيم سدهايى كه در مقابل اسلام ايستاده است .
صحيفه نور ج 13 ص 156
همين گريه است كه كارها را پيش برده است، همين اجتماعات است كه مردم را بيدار مىكنند.
صحيفه نور ج 13 ص 157.
همه روضه بخوانند، همه گريه بكنند، از اين هماهنگتر چه؟ شما در كجا سراغ داريد كه يك ملّتى اين طور هماهنگ بشود؟ كِى اينها را هماهنگ كرده؟ اينها را سيّد الشهداء عليه السلام هماهنگ كرده است… در كجاى عالم سراغ داريد مردم اين طور هماهنگ باشند… اين هماهنگى را از دست ندهيد .
صحيفه نور ج 10 ص 217.
براى اطلاع بيشتر به كتاب فلسفه عزادارى نوشته محمدى نيا ص 56 به بعد مراجعه شود.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
معرفی کتاب
«راز پیوند عاشورا و مهدویت» منتشر شد
کتاب «راز پیوند عاشورا و مهدویت» نوشته محمد پاشایی توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شد.به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «راز پیوند عاشورا و مهدویت» نوشته محمد پاشایی به تازگی توسط انتشارات کتاب جمکران منتشر و راهی بازار نشر شده است.
این کتاب با در نظر گرفتن دو حادثه تاثیرگذار تاریخی قیام عاشورا و نهضت مهدوی، در نظر دارد تا علاوه بر کشف اشتراکات این دو واقعه، راز پیوند آن ها را نیز بررسی کرده و هم پوشانی اهداف این دو نهضت و صاحبانشان را روشن کند.
این که امام زمان (عج) در فرازی از زیارت عاشورا با وصف «امام منصور» مورد اشاره قرار گرفته، به آن دلیل است که خداوند او را برای نصرت و یاری مظلومان عالم آماده کرده و به عنوان ولایت ثار و خون، انتقام شهدای کربلا را خواهد گرفت.
متن کتاب «راز پیوند عاشورا و مهدویت»، سلسله بحث هایی است که به مناسبت ایام عزاداری محرم سال ۱۴۳۴ قمری تحت عنوان «راز پیوند عاشورا و مهدویت در زیارت عاشورا» توسط نویسنده، برای دانشجویان ایراد شده است.
این کتاب ۳ فصل دارد که بعد از مقدمه، به ترتیب عبارت اند از: اهمیت و جایگاه زیارت عاشورا در آموزه های دینی، راز پیوند عاشورا و مهدویت در زیارت عاشورا، کارکردهای مشترک عاشورا و مهدویت.
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
در محله های پایین شهر تهران، مردی بود قلدر و زورگو که هر هفته از قمارخانه ها و شیره کش خانه ها، دویست تومان باج می گرفت! در اوج قدرت (قلدری)، اتفاق عجیبی در زندگی اش افتاد و بارقه رحمت الهی و جاذبه لطف و عنایت آن دریای رحمت، یعنی اباعبدالله الحسین(ع) دلش را ربود. او تمام اموالی که از راه های نامشروع به دست آورد، فروخت و تبدیل به پول نقد کرد. وجه را در چمدانی گذاشت و برای توبه به قم رفت. مستقیم به محضر آیت الله العظمی بروجردی(ره) رفت و گفت: «تمام زندگی ام که از راه حرام به دست آمده، در این چمدان است. همه اش نجس است؛ حتی کت و شلوارم! اغلب صاحبانش را نمی شناسم و شدیدا این امر بر من سنگینی می کند. به محضر شما آمده ام که مرا جوری پاک کنی که اگر ده روز بعد افتادم و مُردم، چشمم به چشم امام حسین(ع) افتاد دیگر خجالت نکشم!»
این کتاب با ۱۵۲ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۷۵ هزار ریال منتشر شده است.
مهدویت -دفاع مقدس
آنچه می آید متن سخنراني حجتالاسلام والمسلمين ماندگاری در همایش نقش باورهای مهدوی در دفاع مقدس است که در آن نقش باورهای مه دوی در هشت سال دفاع مقدس تبیین شده است.
اميد و انگيزه
قطعاً اولين عنصری که در يک دفاع مقدس، مورد نياز است، عنصر « اميد» است. اگر کسانی که در حال دفاع هستند، ندانند که در آن دفاع به نتيجهای ميیرسند يا اميد به موفقيت، پيروزی و پيشرفت نداشته باشند، طبيعتاً انگيزهای برای دفاع ندارند. فرهنگ مهدويت، اصليترين تأمين کننده عنصر اميد در دفاع مقدس بود؛ زيرا خدای متعال در آياتي مانند Nوَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا…1 يا وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ[2]وعده پيروزی جبهه حق را داده است و اين، همان اميدِ مورد نياز است.
فرهنگ مهدويت، دفاع مقدس ما را به وعده الهی مبنی بر حکومت صالحان پيوند زد. از اين رو، بهترين تأمين کننده عنصر اميد در ايام جنگ بود.
برنامه و هدف
دومين عنصری که در يک دفاع و مبارزه به شدت نياز است، عنصر «برنامه» است. کسانی که در حال مبارزه هستند، بايد بدانند که برای چه ميیخواهند بجنگند؟ آيا فقط برای فتح خاک است يا اهداف ديگری نيز وجود دارد؟
زيباترين و جامعترين برنامه و هدف را فرهنگ مهدويت، فرا روی دفاع مقدس قرار داد؛ زيرا خدا وعده داده است که «يملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً.»[3] زيباترين هدف، عدلگستری و ظلم ستيزی است. در بين برنامههايی که در انقلابها، نهضتها، حرکتها و دفاعها مطرح بوده و هست، از اين برنامه، قشنگتر و زيباتر وجود ندارد. دفاع مقدس ما با نگاه به مهدويت، فقط به خاک فکر نمی کرد، فقط به ايران فکر نمی کرد، فقط به منطقه خاورميانه فکر نميکرد، بلکه بنا داشت زمينه گسترش عدل در تمام عالم را براي آن يار مهربان، آماده کند و ظلم را از تمام جهان ريشهکن نمايد. اين فکر، با صدور انقلاب به کشورهای ديگر محقق می شود که امام بزرگوارمان وعدهاش را داده بود و به لطف الهی، امروز در جنبش بيداری اسلامی آن را مشاهده ميکنيم.
رهبر و اطاعت از فرامين او
سومين عنصري که در هر دفاعی مطرح ميباشد، «رهبر و فرمانده» است؛ بلکه اين عنصر، يکی از مهم ترين عناصر مؤثر در مبارزه است. چه بسيار گروهها، احزاب، تشکلها و فرقهها که به خاطر عدم وجود رهبر به جان هم افتادند. اما ما در دفاع مقدس، محوريت خود را از فرهنگ مهدويت گرفتيم و آن، «ولايت الهيه» بود.
اعتقاد ما اين است که محور، بايد خدا باشد و هر آنکس که خدا به او ولايت داده است. اگر محور، ولیّ خدا باشد، قطعاً يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ[4] اتفاق می افتد. اما کسانی که محوريتشان، طاغوت است، قطعاً مصداق يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ[5] می شوند. اين ولايت، در عصر غيبت، در «ولايت فقيه» نمود پيدا می کند. اگر در عصر غيبت می خواهيد پيرو شريعت خدا باشيد، بايد پيرو ولی فقيه و فقهای زمانتان باشيد.
اين عنصر از عطيههای فرهنگ مهدويت است؛ چرا که امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشريف فرمودند: «عالمان دينی، حجت و نايبان من بر مردم هستند و من حجت خدا بر آنها هستم.»[6]
در دوران دفاع مقدس، حرف امام، حرف آخر بود؛ حتي براي فرماندهان ارشد نظامي سپاه و ارتش. آنها اين را ميدانستند که در جنگ، امام بايد حرف آخر را بزند، و اي کاش، آنجايی که برخی يک مقدار تعلل کردند و به حرف امام گوش نکردند هم به حرف امام گوش داده بودند تا برکاتش را می ديدند.
پايبندي به ارزش ها
عنصر چهارم که در يک دفاع مقدس بايد مورد توجه قرار بگيرد، عنصر «پايبندی به ارزش ها و اخلاقيات» است. ما اعتقاد داريم بالاترين پيروزي اباعبدالله الحسين عليه السلام در اين بود که او و ياران و اهل بيتش، حتي يکي از فضيلتها را در کربلا زير پا نگذاشتند. با وجود اينکه قلم تاريخ نويسي کربلا در دست دشمنان بوده، ولي آنها حتی يک اخلاق يا رفتار زشت را از ياران امام حسين عليه السلام يا بازماندگان ايشان نقل نکردهاند.
کساني که آرزو ميکنند در خدمت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف شمشير بزنند و در مسير رضايت ايشان حرکت کنند، بايد در مدرسه دفاع مقدس تربيت شوند. ما نميگوييم دفاع مقدس ما پايگاه عصمت بود؛ ولي همه عزيزاني که در جبههها حضور داشتند، شاهد بودند که بيشترين فضيلتها، حتي مستحبات، در جبهه رعايت ميشد، بيشترين مواظبتها براي دوري از گناه و معصيت، در جبههها بود. اين اتفاق نمي افتد، مگر اين که نگاه انسان به يک آرمان زيبا مثل مهدويت باشد.
امام حسين عليه السلام فرمود: «همانا من ياراني نيکوکارتر و با وفاتر از ياران خودم سراغ ندارم.»[7] اين، مدال افتخاري بود که ايشان به يارانش داد و ما بارها اشاره کردهايم که انصارالحسين عليه السلام بايد الگوي انصارالمهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف باشند. دفاع مقدس ما تحقق اين مطلب را به دنيا نشان داد که فاصلة زماني 1400 ساله، نميتواند ما را از اين الگوگيري محروم کند و اين، برگرفته از فرهنگ مهدويت است.
آرامش و اطمينان قلبي
يکی ديگر از چيزهايي که در يک دفاع بايد مورد توجه قرار بگيرد، عنصر «آرامش و امنيت» است. قرآن در مورد مؤمن آلفرعون می فرمايد: فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا [8] ؛ «خداوند، او را از نقشههای بد دشمن حفظ کرد.» اين در حالی است که مؤمن آلفرعون را قطعه قطعه کردند؛ پس منظور، حفظ جان او نيست، بلکه حفظ دين و روح اوست.
امنيت و آرامشی که در دفاع مقدس مطرح است، امنيت ديني است، اطمينان روحی است. همان آرامشی است که امام حسين عليه السلام در سختترين لحظة روز عاشورا فرمود: «خدايا! راضی ام به رضای تو، در مقابل دستورات تو تسليم هستم و بر بلاهايت صبر می کنم…»
اين فرهنگ مهدويت است که به ما می گويد امنيت و آرامش، فقط در کشتی اهلبيت عليهم السلام است که: «يأمن من رکبها و يغرق من ترکها»[9]. لذا شهيد هاشمی نژاد، در تحليل واقعة «حَرّه»[10] می گفت: «آنهايي که در سال 61 ، از مدينه به استقبال مرگ سرخ نيامدند، در سال 62 و در واقعة حرّه، مرگ سياه به سراغشان آمد و امنيت دين، مال و ناموسشان به خطر افتاد.» اما کسی که در زير پرچم ولايت باشد: من بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا[11] به سراغش می آيد.
از اين رو، آن نظريه پرداز رژيم صهيونيسم درست فهميده است که گفت: «سه عنصر در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، ايرانی ها را پيروز کرد؛ يکی نگاه سرخ به عاشورا، يکی نگاه سبز به انتظار، و ديگری محوريت امامت و ولايت.»
تجلی سه فضيلت قرآنی با رويکرد مهدوی در دفاع مقدس
در قرآن کريم از سه فضيلت نام برده شده است که ما آنها را در دفاع مقدس با الهام از فرهنگ مهدويت به زيباترين نحو ديديم. اول، معرفت: هَلْ يَسْتَوِی الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ.[12] دوم، تقوي: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ.[13] سوم، جهاد: فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا.[14] اما دفاع مقدس به ما نشان داد که اين سه فضيلت مهم، سه معنای خاص و باطنی نيز دارند.
معرفت و معنای باطنی آن
پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در غدير خم فرمودند: «الست اولي بکم؟ آيا من بر شما برتری ندارم؟» مردم، به ظاهر بلی گفتند؛ ولی در عمل کوتاهی کردند. اما در دفاع مقدس، بچههای ما ثابت کردند که باور دارند: « النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ؛[15] پيامبر نسبت به مؤمنان، از خودشان، صاحب اختيار تر است».
اي کاش امروزه همه مردم، از شهداي جنگ تحميلي ما ياد بگيرند که وليّ خدا از همه بهتر، زيباتر، دقيقتر و عميقتر ميفهمد، حتي از کساني که سن و سابقة آنها به ظاهر بيشتر باشد. اين نکته را «علی بن جعفر» با آن ريشهاي سفيدش فهميد؛ لذا با آن کهولت سن در مقابل امام جوادِ نُه ساله بلند می شد و تعظيم می کرد و در پاسخ کسانی که به کار او خرده گرفتند، می گفت: «خداوند اين محاسن سفيد را لايق امامت ندانست، ولی اين فرزند نُه ساله را لايق امامت دانست. جانم به قربانش.»[16]
ای کاش خيلی ها اين اولويت را ميفهميدند و فتنة 88 را به بار نمی آوردند. اين اولويت را بچههای رزمنده فهيده بودنده که وقتی می گفتند اين حرف را امام زده است، ديگر بحثها تمام بود؛ چرا که فهميده بودند امام رحمه الله نائب ولیّ خداست.
تقوی و معنای باطنی آن
تقوی به معنای پيشانی پينه بسته نيست، که خوارج هم پيشاني پينه بسته داشتند. تقوي، طول دادن رکوع و سجود هم نيست. اگرچه اينها هم لازم است، اما تقوای واقعی، تسليم بودن در برابر ولايت است، فهم اولويت ولیّ در مقام عقيده، و تسليم بودن در برابر او در مقام عمل.
خداوند متعال ميفرمايد: «به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينکه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند؛ و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نکنند و کاملا تسليم باشند.»[17]
تسليم در برابر ولايت، يعني تسليمی که اباالفضل عليه السلام از خود نشان داد، تسليمی که خيلي از بسيجی ها و فرماندهها در جنگ از خودشان نشان دادند. امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف اين تقوی را از ما ميخواهد؛ و الا تقوايی که فقط نماز و روزة خالی باشد، گاهی برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف دردسر هم درست کرده است.
جهاد و معنای باطنی آن
بالاترين جهاد، فدا شدن برای ولايت است، در هر نوع جهادی، چه جهاد جانی، چه مالی و چه غير آنها. مادر سه شهيد به حضرت امام رحمه الله عرض کرد: «آقا جان! بچههايم را با دست های خودم در قبر گذاشتم.» امام رحمه الله به گريه افتادند. آن مادر عرض کرد: «آقا جان! من بچههايم را دادم تا نايب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف گريه نکند.»
يک بار ولیّ خدا گريه کرد، براي همه عالم بس است. يک بار سرش را در چاه کرد و قصه غصهاش را گفت، برای همه عالم بس است. بچهها اين را در جبههها فهميده بودند. پس بهترين جهاد اين است که جان، مال، علم، بيان و آبروی خودم را خرج ولیّ زمانم کنم.
سخن آخر
در انتها بايد گفت که دفاع مقدس به ما ياد داد اگر دفاع شما، عبادت شما، زندگی شما، ولايت محور باشد به درد امام زمانتان می خوريد؛ ولی اگر کسی ولايت محور نباشد حتی اگر تمام عمر را هم نماز بخواند و روزه بگيرد و صدقه بدهد، به درد امام زمانش نخواهد خورد.
خدايا به آبروی امام زمان، به آبروي شهدايي که ما را بيش از پيش با فرهنگ مهدويت آشنا کردند، ما را هم مثل آنها، لايق ياری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف قرار بده
——————————————————————————–
[1]. سوره قصص/5. «ما ميخواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم».
[2]. سوره انبياء/105. «در زبور بعد از تورات نوشتيم، بندگان شايستهام وارث(حکومت) زمين خواهند شد».
[3].
[4]. سوره بقره/257. «خداوند آنها را از ظلمتها به سوي نور بيرون ميبرد».
[5]. همان. «خداوند کساني را که اولياي آنها طاغوت است، از نور به سوي ظلمتها ميبرد».
[6].
[7]. «انّی لا اعلم اصحاباً اَبَر و اوفی من اصحابی».
[8]. سوره غافر/45.
[9].
[10]. يکي از جنايات بزرگ يزيد که يک سال بعد از حادثه عاشورا اتفاق افتاد و منجر به قتل عام مردم مدينه شد.
[11]. سوره نور/55. «خداوند ترسشان را به آرامش و امنيت تبديل ميکند».
[12]. سوره زمر/8. «آيا کساني که ميدانند با کساني که نميدانند يکسانند؟»
[13]. سوره حجرات/13. «گراميترين شما نزد خداوند با تقوا ترين شماست».
[14]. سوره نساء/ 95. «خداوند مجاهدان را بر غير مجاهدان پاداش عظمی داده است»
[15]. سوره آحزاب/6.
[16].
[17] . سوره نساء/65. Nفَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا
منبع:مرکز مجازی مهدویت