اسلام

  • خانه 
  •  
  • تماس  
  • ورود 

اختلاف شیعه و سنی در توحید صفاتی

30 آذر 1398 توسط موسوي

اختلاف شیعه و سنی در توحید صفاتی

 

اشاره

توحید دارای اقسام مختلف است. مانند توحید در ذات، توحید در صفات، توحید در عبادت، توحید در تشریع، توحید در افعال. در میان فرقه های اسلامی درباره خداوند اراء و نظریاتی مختلفی وجود دارد و در برخی از آنها در بین آنان اختلاف است.  در توحید صفاتی بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. شیعه قائل به توحید صفاتی است اما اهل سنت چنین اعتقادی ندارد. در این مقاله به این اختلاف و حقیقت توحید صفاتی اشاره شده است

 

خداوند دارای دو نوع صفات است یکی صفات فعلی مانند خالقیت، رازقیت و امثال اینها و دیگری صفات ذاتی مانند علم، قدرت، حیات، اراده، سمع و بصر. میزان و معیار بین صفات فعلی و ذاتی این است که صفت ذاتی در دایرۀ نفی و اثبات قرار نمی‌گیرد به این معنا که گاهی بر خدا حمل شود و گاهی حمل نشود مثلاً گفته شود خداوند علم دارد خداوند علم ندارد؛ بلکه به طور مطلق خداوند دارای این صفات است، بر خلاف صفات فعلی که دایر بین اثبات و نفی است. مثلا می‌شود گفت خداوند عطا می‌کند و خداوند عطا نمی‌کند.(1) بنابراین صفات ذاتی از ذات خداوند گرفته می‌شود؛ اما صفات فعلی از فعل خدا انتزاع می‌گردد

مراد از توحید در صفات این است که صفات ذاتی خداوند عین ذات اوست و چیزی جدایی از ذات نیست که بر خداوند عارض شود. همۀ الهیون اتفاق بر این دارند که خداوند متعال متصف به صفات ذاتی است؛  اما متکلمین اسلامی در کیفیت اجراء و متصف شدن خداوند به این صفات بر سه قول اختلاف کرده‌اند.

نظریۀ معتزلۀ

معتزله که یکی از فرقه‌های اهل سنت بوده است، برای حفظ توحید خداوند متعال و تنزیه او از ترکیب ذات و صفات، بر خلاف اشاعره رفته و این عقیده را پذیرفته اند که ملاک اجراء این صفات بر خداوند خود ذات الهی است و برای این صفات هیچ واقعیتی غیر از ذات خداوند وجود ندارد. حقیقت نظریه معتزله نظریه نیابت ذات از صفات است، بدون اینکه صفتی در خارج وجود داشته باشد تا خداوند به آن متصف گردد. آنان این عقیدۀ خود را این گونه توجیه می‌کنند که اگر بگوییم که خداوند دارای صفت علم است، باید اعتراف کنیم که در اینجا یک ذات و یک صفت وجود دارد؛ زیرا واقعیت صفت این است که مغایر با موصوف باشد و با اتصاف به این صفت ترکیب ذات و صفت در خداوند لازم می‌آید و ترکیب در ذات خداوند محال است. و از طرف دیگر می‌گویند که نمی‌توان علم و قدرت وسایر صفات ذاتی را از خداوند نفی کرد؛ زیرا نفی این صفات از خداوند مستلزم نقص در ذات خداست. پس به ناچار ذات خداوند نیابت از این صفات را دارد و این صفات در خارج وجود ندارند.

 البته این نظر، نظر همۀ معتزله نیست و گروهی از معتزله بر عقیدۀ امامیه است که بعدا بیان خواهد شد که صفات خداوند عین ذات اوست به معنای اینکه ذات خداوند نفس علم و قدرت و حیات است نه اینکه ذات خداوند از این صفات خالی بوده و ذات او نائب مناب این صفات باشد.

.

نظریۀ اشاعرۀ

متکلمین اشاعره که امروز اکثریت تام اهل سنت از آنان پیروی می‌کنند، صفات ذاتی خداوند را زائد بر ذات می‌دانند. و توحید در صفات ذاتی را قبول ندارند و در این مسئله با شیعه امامیه مخالف هستند. اهل سنت تنها فرقی را که بین صفت ذاتی و فعلی خداوند قائل هستند در ازلی بودن و عدم ازلی بودن صفات است. اهل سنت که از نظر کلامی پیرو اشاعره و ماتریدی هستند دربارۀ صفات ذاتی خداوند می‌گویند که خداوند متعال موصوف به صفات ذاتی و صفات فعلی است. صفات ذاتی خداوند به صفاتی گفته می‌شود که خداوند از ازل به آنها وصف شده و هیچگاه از او زایل نمی‌گردد. مانند علم و قدرت. صفات فعلی به صفاتی گفته می‌شود که صحیح نیست خداوند از ازل به آنها متصف شده و هیچگاه از او زایل نگردد. مانند خالق و رازق بودن؛ زیرا اگر از ازل به این اوصاف متصف شود، به قدم مخلوق و مرزوق منتهی می‌شود. بنابراین می‌توان گفت که خداوند از ازل تا ابد قادر بر خلق است و یا عالم به مخلوقاتش است اما نمی‌توان گفت خداوند از ازل خالق یا رازق است؛ ولی می‌توان گفت تا ابد خالق و رازق است.(3)

البته این عقیده اهل سنت که صفات ذاتی خداوند ازلی است کاملا درست است اما آنان توحید در صفات ذاتی را قبول ندارند؛ بلکه صفات ذاتی خدا را هم از حیث مفهوم و هم از حیث مصداق زاید بر ذات خدا می‌دانند. از نظر آنان صفات خداوند به جز در قدم و حدوث با صفات مخلوقین تفاوتی ندارند؛ بنابراین، صفات در خدا و مخلوق(واجب و ممکن) هردو زاید بر ذات اند؛ غیر اینکه در خداوند قدیم اند و در غیر خداوند حادث اند.

ابوالحسن اشعری بر این مدعا این گونه استدلال نموده که اگر علم خدا ذات خدا باشد پس باید بتوان گفت که« یا علم الله اغفر لی و ارحمنی» در حالی که چنین چیزی روا نیست.

این استدلال اشعری مبتلا به اشکال است. زیرا کسی که قائل به توحید در صفات است مرادش وحدت ذات و صفت در مفهوم نیست و چنین چیزی به ضرورت عقل باطل است. به این معنا که مفهوم الله غیر از مفهوم علم و قدرت و امثال اینهاست؛ بلکه مراد از وحدت این است که  واقعیت علم و واقعیت ذات خداوند یکی است و وجود واحد و بسیط خداوند مصداق هردو مفهوم است. یعنی در خارج بین چیزی که لفظ جلاله بر آن صدق می‌کند با چیزی که عالم است مغایرت وجود ندارد. بنابراین تمام صفات ذاتی خداوند از حیث مفهوم متعدد اند؛ اما از حیث هویت و وجود وحدت دارند.

افزون بر آن، از زاید بودن صفات ذاتی بر خداوند به تعداد اوصاف ذاتی، تعدد قدما لازم می‌آید به این معنا که این اوصاف باید مانند خداوند قدیم باشند تا خداوند به آنها متصف گردد.(5)

اشعری استدلال دیگری هم بر این عقیده اقامه کرده است. او می‌گوید اینکه خدای سبحان عالم است از دو حالت خارج نیست.

 ۱. اینکه با نفس و ذات خود عالم باشد.

2. اینکه عالم به وسیله علمی که محال است نفس و ذات خدا باشد. در صورت اول نفس خدا علم خواهد بود و محال است که علم، عالم باشد و یا عالم، علم باشد در حالی که خداوند عالم است. پس بنا بر قول کسی که می‌گوید علم خدا ذات خدا است، درست نیست که گفته شود خداوند عالم است. وقتی این شق باطل شد، شق دوم صحیح خواهد بود و آن این است که خداوند با علمی عالم است که غیر از ذات اوست.(6)

ریشۀ این استدلال را مغایرت صفت و موصوف تشکیل می‌دهد به این معنا که ذاتی و موصوفی باشد تا صفت بر آن عارض گردد. یعنی عالم به کسی گفته می شود علم داشته باشد و این علم عارض بر او شده باشد نه اینکه علم در ذات او وجود داشته و هیچ مغایرتی با موصوف ندارد.

اشکال این استدلال این است که دلیلی نداریم که بین صفت و موصوف مغایرت وجود داشته باشد؛ بلکه این قانون بر ممکنات حاکم است. مثلا ذات انسان علم نیست بلکه آن را به مرور کسب می‌کند و زاید بر ذاتش بر او عارض می‌گردد. پس در ممکنات صفت عارض بر موصوف می‌شود. اما اینکه ذات و موجودی باشد که علمش و قدرتش قائم به ذاتش باشد هیچ تعجبی در آن وجود ندارد. و این مسئله برای کسانی جای تعجب دارد که با ممکنات ممارست داشته و همه چیز را با آن مقایسه می‌کنند.(7)

 

نظریۀ شیعه امامیه

شیعه امامیه قائل به عینیت صفات ذاتی خدا با ذات اوست. مراد از این نظریه نظریه نیابت معتزله نیست زیرا نظریه نیابت ذات از صفات در حقیقت نفی صفات است. مراد از نظریه عینیت و توحید در صفات در مذهب شیعه امامیه این است که صفات ذاتی مثل علم و قدرت در مقام ذات خداوند هستند. زیرا مسئله عرضیت لازمه علم و قدرت نیست؛ بلکه علم گاهی عرض است و گاهی جوهر است مثل علم نفس به ذات خودش و گاهی هم فوق عرض و جوهر است که واجب و قائم به نفس خودش است. و این مطلب نظریه نفی صفات را مردود می‌شمارد.

دلیل بر عینیت صفت با ذات در خداوند این است که اتحاد ذات خداوند با صفاتش موجب بی‌نیازی خداوند از غیر اوست مثلا خداوند در علم خود، به غیر از ذات خود نیازمند نیست و اگر علم با ذات او مغایرت داشته باشد، نیازمندی خداوند به اموری خارج از ذات او لازم می‌آید. یعنی خداوند در این فرض با علمی، عالم است که خارج از ذات اوست و با قدرتی، قادر است که غیر از ذات اوست و به حیاتی حی است که غیر اوست و این ها همگی مستلزم نیازمندی خدا به غیر اوست در حالی که خداوند بی نیاز مطلق است و در هیچ چیزی به غیر محتاج نیست.(8)

 

 

 

منابع

. الإلهیات على هدى الکتاب و السنۀ و العقل، ج‏۱ص ۱۷۸.1

2.سبحانی، جعفر، الإلهیات على هدى الکتاب و السنۀ و العقل، ج۲ص۳۳-۳۴، قم، ‏المرکز العالمی للدراسات الإسلامیۀ.

. ابو اسحاق شیرازى، الإشارۀ إلى مذهب أهل الحق‏، ص۳۷۵، بیروت، دارلکتب العلمیه،  اول، ۱۴۲۵ق.3

. 4.ابوالحسن اشعری, علی بن إسماعیل بن أبی بشر ، الإبانۀ عن أصول الدیانۀ، ج۱ص۱۴۴،  قاهره،  دار الأنصار،  اول ۱۳۹۷ق، تحقیق: د. فوقیۀ حسین محمود

 . 5.الإلهیات على هدى الکتاب و السنۀ و العقل، ج‏۲، ص: ۳۷

 . 6.الإلهیات على هدى الکتاب و السنۀ و العقل، ج‏۲، ص: ۳۶

 . همان.7

 . 8.الإلهیات على هدى الکتاب و السنۀ و العقل، ج‏۲، ص ۳۸

 

 http://farsi.al-shia.org/,  منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.

 

چگونگی نقش اقتصادی زنان از نگاه رهبری

08 مهر 1398 توسط موسوي

مقام معظم رهبری در رابطه با چگونگی نقش اقتصادی بانوی مسلمان ایرانی، بیان می دارد:

 یک کشوری نمی تواند از نیروی کار زنان در عرصه هایی مختلف بی نیاز باشد. اما این کار بای با کرامت و با ارزش معنوی و انسانی زن منافات نداشته باشد. باید زن را تذلیل نکنند.
 

در مبحث توسعه اسلامی رویکرد توسعه براساس تکامل فرد در نهایت تعالی جامعه مبتنی بر تعالیم الهی است. در سایه این توسعه همه جانبه بحث اخلاق و عدم تفکیک پذیری آن از منافع اقتصادی بشر امری گریز ناپذیر است لذا پیوند اخلاقیات با منافع اقتصادی بشر مهمترین رکن در توسعه مبتنی بر دیدگاه مادی از الهی است. خانواده امروز در نظام جهانی به گونه ای شگرف در حال اضمحلال می باشد از منظر اسلام جهت جلوگیری از انحرافات اجتماعی ، شیوع جرم و جنایت و بسیاری از مشکلات روانی و اجتماعی، در نهایت تامین امنیت اجتماعی در فعالیت هایی اقتصادی مورد اهمیت قرار گرفته است.

پس از انقلاب اسلامی زنان در ایران با سرعت بیشتری به بازار کار و اشتغال با انگیزه های متفاوتی روی می آوردند. [1]



[1] . سخنرانیهای رهبری

مفهوم سلام در زیارت اربعین

01 مهر 1398 توسط موسوي

مفهوم سلام در زیارت

سلام، یکی از نامهای خدای عزّ و جلّ است. هنگامی که زائر این نام خدا را بر زبان جاری می کند، می خواهد بگوید: ای امام! خداوند حافظ مرام و مکتب تو باشد و آن را از گزند دشمنان سلامت بدارد. همچنین سلام به معنای اظهار تسلیم شدن در برابر فرمان امام علیه السّلام است. گذشته از این دو معنا، سلام به معنای تعهد به آسایش، امنیت و سلامتی از طرف خود است و وقتی زائر به حضرت سلام می دهد، در واقع اعلام می دارد که هیچ آزار و آسیبی از ناحیۀ من در آن وقت و پس از آن به آن امام علیه السّلام نخواهد رسید؛ زیرا هدف تمامی آن بزرگواران هدایت و اصلاح مردم و اعلای کلمۀ توحید و ترویج طاعت خداوند در میان مردم بوده است. به این جهت آنها از معصیت خدا و تخلف از اوامر و نواهی او، اخلاق ناپسند مردم از قبیل خود بزرگ بینی، حرص، ریا، بخل، حبّ قدرت، غیبت، آزار رساندن و… اذیت خواهند شد.

زائر باید حال خود را به گونه ای قرار دهد که مورد رضایت امام باشد، نه مایۀ اذیت آن حضرت. آنگاه در سلام دادن به امام علیه السّلام صادق است. زائر باید دل را با آب توبه شستشو داده، اشک پشیمانی از دیدگان فرو ریزد، و پس از آن به امام عرض سلام داشته باشد.

زائر با عرض سلام، خود را به آن حضرت نزدیک نموده و با تکرار این واژه ادب، روح و روان خود را به لحاظ نزدیکی به ایشان، از پستیها، رذائل و آلودگیها پاک می نماید و سلام را چنان با ادب و خلوص و اشک و آه بر دل القا می نماید تا سلامتی کامل حاصل گردد و موجب جواب سلام آن بزرگوار گردد.

در واقع زائر با عرض سلام بر آن حضرت و یارانش چهرۀ اجتماعی- سیاسی خود را نمایان ساخته و اعلان می دارد که نه تنها با بت درون خود مبارزه می کند؛ بلکه همانند خود آن بزرگوار، با طاغوتیان، ظالمان، مستبدان و خائنین به مردم در ستیزه بوده و با شعار سلام، خود را در زمرۀ یاران آن حضرت قرار می دهد.

زیارت اربعین

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَنَجیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ

اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ بِکَرامَتِکَ اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ

بِطیبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَقآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَذآئِداً مِنْ الْذادَةِ وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاْنْبِیاَّءِ

وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِکَ مِنَ الاْوْصِیاَّءِ فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَمَنَحَ النُّصْحَ وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ

عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَقَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَباعَ حَظَّهُ بِالاْرْذَلِ الاْدْنى وَشَرى

آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الاْوْکَسِ وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى فى هَواهُ وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ وَاَطاعَ مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ

الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَحَمَلَةَ الاَوْزارِ الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِکَ فى

طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ

اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ سَیِّدِ الاْوْصِیاَّءِ اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَمَضَیْتَ حَمیداً

وَمُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَاَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ

وَاَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِاللهِ وَجاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیکَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ وَلَعَنَ اللهُ مَنْ

ظَلَمَکَ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُکَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَعَدُوُّ لِمَنْ

عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فىِ الاَصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ

لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها وَاَشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ

وَاَرْکانِ الْمُسْلِمینَ وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ وَاَشْهَدُ اَنَّکَ الاْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّکِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ

وَاَشْهَدُ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوى وَاَعْلامُ الْهُدى وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا

وَاَشْهَدُ اَنّى بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَبِاِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَخَواتیمِ عَمَلى وَقَلْبى لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَاَمْرى

لاِمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَنُصْرَتى لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ

وَعلى اَرْواحِکُمْ وَاَجْسادِکُمْ وَشاهِدِکُمْ وَغاَّئِبِکُمْ وَظاهِرِکُمْ وَباطِنِکُمْ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

منبع: سایت تبیاناربعین

آثار تربیتی آزمایش الهی

23 شهریور 1398 توسط موسوي

 اثرات تربیتی آزمایش های الهی
1- ایجاد آگاهی
مرتضی مطهری می نویسد:«سختی و گرفتاری ها هم تربیت کننده فرد و هم بیدار کننده ملت ها است. سختی، بیدار سازنده و هوشیار کننده انسان های خفته و تحریک کننده عزم ها و اراده  ها است سختی و گرفتاری ها هم تربیت کننده فرد و هم بیدار کننده ملت ها است. سختی، بیدار سازنده و هوشیار کننده انسان های خفته و تحریک کننده عزم ها و اراده  ها است؛ زیرا خاصیت حیات این است که در برابر سختی ها مقاومت کند و به طور خود آگاه و ناخود آگاه آماده مقابله با آن شوند»[1]

2 - تقویت انگیزه
بدون شک، داشتن انگیزه کافی برای هر عملی، یکی از مهم ترین مسائل تربیتی به شمار می آید. در آیات متعددی خداوند با تشویق تلاش انسان ها، اقدام به تقویت انگیزه و اراده افراد می کند. «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»[2] ؛ (خدایی که مرگ و زندگانی را آفرید که شما بندگان را بیازماید تا کدام نیکو کار تر است …) در این آیه تشویق و تقویت اراده و انگیزه برای انجام رفتار های نیکو مورد تأکید قرار گرفته است.

3- فراهم کردن زمینه توبه
از دیگر اثرات و کار کرد های تربیتی آزمایش های الهی این است که انسان را برای تصمیم گیری به توبه، ندامت و طلب عفو و مغفرت از درگاه باری تعالی امیدوار می کند. در همین رابطه خداوند می فرماید:     «…وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ»[3]؛ … و آن ها را به نیکی و بدی ها آزمودیم تا شاید بازگردند. بنابر این آزمایش های الهی، صرفاً جنبه تذکر دارند تا بندگان را وادار به توبه نمایند.

4- ایجاد رقابت
ایجاد رقابت در بین انسان ها جهت پیشی گرفتن در اعمال خدا پسندانه خیلی اهمیت دارد. و عمل آزمودن می تواند به این حس رقابت دامن نهد. بنابر این اصل سبقت و روش ابتلاء می توانند با یکدیگر در ارتباط باشند انسان مؤمن که همیشه مبتلا و به هوش است، طبیعتاً سبقت می گیرد و در آزمون موفق می شود و وجهه والسابقون به خود می گیرد و در نهایت جزء مقربین درگاه احدیت می شود.

5- شایستگی دریافت پاداش و کیفر
به طور کلی رشد شخصیت، درجه معنوی یا نعمت، همگی در اصطلاح روانشناسی امروزی پاداش نامیده می شوند . به هر حال نتایج هر امتحانی، بدون پاسخ نخواهند بود. چنانچه خداوند به همین موضوع در آیه شریفه زیر اشاره دارد:«او کسی است که شما را خلیفه زمین قرار داد و برخی را به درجاتی بر بعضی دیگر برتری داد تا شما را در آنچه به شما داده آزموده کند، پروردگارت کیفر کردار را به زودی می دهد و هم او آموزگار و مهربان است»[4]

6- پیشرفت انسان
از دیگر اثرات و نتایج تربیتی آزمایش های الهی فراهم کردن زمینه، جهت ارتقاء انسان به مقام یک انسان

کامل است. بر اساس این کار کرد، هر حرکت و پاسخ مثبت انسان به آزمایش های الهی از قبیل صبر و

توکل و سفارش دیگر مومنین به بردباری و یا کمک به آسیب دیدگان و ابراز همدری با آنان، اعم از مالی،

فکری و یا عقیدتی منجر به ارتقاء انسان می شود.

 



مرتضی مطهری ، اثرات تربیتی بلایا ، ص 156 .. [1]
سوره ملک ، 67 ، آیه 2 .. [2]
سوره اعراف ، 7 ، آیه 168 .. [3]
سوره انعام ، 6 ، آیه 165 . . [4]

جایگاه زنان در برنامه های توسعه اقتصادی

20 شهریور 1398 توسط موسوي

هویت زن

اسلام می گوید که زن مانند مرد، انسان است، و هر انسانی- چه مرد و چه زن – فردی است که در ماده و عنصر پیدایش او دو نثر، نر و ماده شرکت و دخالت داشته اند و هیچ یک از این دو  بر دیگری برتری ندارد؛ مگر به تقوا، همچنان که در کتاب آسمانی خود می فرماید:

« يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ ؛[1] اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست بى‏ ترديد خداوند داناى آگاه است»

 فرزندان پسران ما، فرزندان خودمان هستند. اما فرزندان دختر ما، فرزندان مردم بیگانه اند.

كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ [2] ؛ هر کسی در گرو دستاورد خویش است.» نه مانند پیشینیان که گفتند: گناه زنان به عهدۀ خود آنان و عمل نیک شان و سود و عبره شان مال مردان است!

استقلال اقتصادی زن در آیات قرآن

آیاتی که بر استقلال اقتصادی زنان دلالت دارد، در سه گروه قابل بررسی است:

1.آیاتی که به صراحت زنان را مالک ارث و اموالی می داند که کسب می کنند؛2.آیاتی که در قالب دستور به مرم امر می کنند اموال زنان را به خودشان دهید؛3.آیاتی که تصرفات خاص را برای زنان بیان کرده است.

 

1. آیات  صریح در مالکیت زنان

الف) سهم ارث

«لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ  نَصِيبًا مَفْرُوضًا [1]؛ بر مردان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود بر جای می گذارند، سهمی است و برای زنان نیز از آنچه پدر و مادر وخویشاوندان می گذارند، سهمی است؛ خواه آن مال کم باشد یا زیاد این سهمی است تعیین شده و پرداختنی»

 

«لرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَآءِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ [2]؛ مردان را نصیبی است از آنچه به دست می آورند و زنان را نصیبی»

 

جایگاه زنان در برنامه های توسعه اقتصادی

 مفاهیم توسعه، عقب ماندگی و در حال توسعه ، همگی در چارچوب نظم جدید جهانی ناشی از جنگ جهانی دوم مطرح شدند. سازمان ملل متحد برای اولین بار دهه1960-1970 را به توسعه اختصاص داد و شاخص اندازه گیری آن، درآمد ناخالص ملی سرانه تعیین شد. در این دهه زنان به عنوان عوامل نامرئی در پروسه توسعه، کلا مورد توجه برنامه ریزان نبودند.

 در دومین ، یعنی در دهه1980-1970 که نخستین ارزیابی ها از عملکرد دهه قبل به عمل آمد، دنیا با این واقعیت موجه شد که میزان موقعیتها در جهت توسعه بسیار کم بوده و نرخ رشد جمعیت، بیکار و نابرابری در آمد فردی به سرعت در حال افزایش است. از این رو برای اولین بار در سال 1975 زنان جهان رسماً از نامرئی بودن بیرون آمدند. در سومین دهه، یعنی در دهه 1990-1980، با ایجاد شکافهای عمیق اقتصاد میان کشورهای در حال توسعه (صنعتی) با کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته و نیز بروز اختلافات طبقاتی شدید در هر کدام از این جوامع، گرسنگی افزایش یافت و برای اولین بار به تولید زنان و توانایی آنها برای تامین در آمد توجه شد؛ به طوری که سازمان دهه مذکور را دهه زن نامید و حرکتهایی در سطوح بین المللی در این زمینه صورت گرفت که از جمله می توان به ایجاد مراکز برنامه ریزی اقتصادی بین المللی در خصوص فعالیت های زنان اشاره کرد.[3]



[1] .سوره نساء(4)، آیه7.
[2] .همان، آیه32.
[3] ..پرتال جامع علوم انسانی.



[1] سوره حجرات(49) آیه13.
[2] .سوره مدثر(74)آیه38.

  • 1
  • ...
  • 32
  • 33
  • 34
  • ...
  • 35
  • ...
  • 36
  • 37
  • 38
  • ...
  • 39
  • ...
  • 40
  • 41
  • 42
  • ...
  • 54
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

اسلام

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • شهادت حضرت حمزه
  • شهادت حضرت حمزه
  • غدیر
  • غدیر
  • زیارت عاشورا
  • هفته دفاع مقدس
  • هفته دفاع مقدس
  • مهدویت و دفاع مقدس
  • معرفی کتاب
  • عاشورا
  • معلم
  • عاشورا
  • شهادت فرزندان امام حسن علیه السلام در کربلا
  • شبهه
  • زندگینامه حضرت علی اکبرعلیه السلام
  • وقایع بعد عاشورا
  • احکام
  • شهدای محراب
  • اخلاق
  • سلمان فارسی
  • هفته کتاب
  • اولین زائر کربلا
  • اربعین
  • اخلاقی
  • بسیج مستضعفین
  • بزرگداشت شیخ مفید
  • 28صفر
  • خلاصه ای از زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام
  • خلاصه ای از زندگانی امام حسن عسکری علیه السلام
  • ولنتاین یا روز عشق
  • شهادت حضرت زهرا
  • میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها
  • Hnhf udn k,v,c hc ndn'hi hsghl
  • آداب عید نوروز ازدیدگاه اسلام
  • ماه پر فضیلت رجب
  • شهادت امام هفتم
  • مبعت پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله )
  • سوم شعبان
  • چهارم شعبان
  • معراج
  • معراج
  • تخریب بقیع
  • چگونگی تشخیص الهام رحمانی از شهود شیطانی
  • تفاوت خلیفه الله با حجت الله
  • اوصاف امیر مومنان علی علیه السلام
  • احکام
  • عاشورا
  • اقتصاد مقاومی
  • شهادت حضرت رقیه(س)
  • حکایت
  • اخلاق
  • نکته اخلاقی
  • شهادت امام رضا
  • سیاست امام رضا علیه السلام در مقابل مأمون
  • امام حسن عسکری علیه السلام
  • اقتصاد اسلامی
  • امام مهدی (عج) همیشه به یاد امام حسین(ع)
  • نهج البلغه :حکمت
  • تفسیر آیه مباهله
  • تفسیر آیه مباهله
  • نقش دعا در تعجیل در فرج
  • فضیت گریستن بر حسین
  • زن
  • آزمایش الهی
  • اربعین
  • نقش اقتصادی زنان
  • کلام
  • فرهنگی
  • حجاب
  • پاسخ شبهه
  • هفته کتاب
  • تفسیر
  • انقلاب
  • حدیث
  • فقهی
  • قرآنی، تفسیری
  • مهدویت
  • امام علی ع
  • مناجات
  • بیانیه گام دوم انقلاب

Random photo

چقدر این سخنان امام امت ، به درد این ایام می خورد و آرامش بخش است...

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس